Close
جستجو
خبرخوان

نوشته های بلاگ  "2022"  از "اسفند"

حد تعادل بین کار و زندگی چیست؟

نکته‌هایی برای سروکله زدن با دردسرهای روزانه و داشتن زمان شخصی؛ همه ما اطلاع داریم که گوشی‌های هوشمند به راحتی همه کارها را انجام می‌دهند. اما تعادل بین کار و زندگی را چطور ایجاد کنیم؟ در سامسونگ سنتر چند توصیه یا راهکار برای برقرار کردن تعادل بین زندگی و کار ارائه می‌کنیم تا با وجود خلاق و پرکار بودن کم نیاورید.

اجازه دهید اپلیکیشن‌های‌ Thrive و OFFTIME دروازه‌بانتان باشند
اپلیکیشن Thrive به کمک شما می‌آید که از دنیا دور شوید تا بتوانید بر آن‌چه که مهم است تمرکز کنید. شما نمی‌توانید جلوی کارفرمایتان را بگیرید که هر دقیقه برایتان ایمیل یا پیام نفرستد، ولی این شما هستید که انتخاب می‌کنید که چطور می‌خواهید با آن‌ها برخورد کنید. اپلیکیشن‌هایی هستند که تخصصشان مسدود کردن زنگ بعضی تماس‌ها در زمان شخصی شما است. با برنامه‌هایی مانند Thrive و OFFTIME می‌توانید روزها و ساعت‌هایی را مشخص کنید که پیام‌های کاری دریافت نکنید ولی در عین حال لیست کارهایی که باید اول هفته صبح انجام دهید را هم داشته باشید.

زمان در دفتر کار را به زمان کار تبدیل کنید
امکان دارد به نظر مهم نباشد ولی بهتر است که بهره‌وریتان را در محل کار بازبینی کنید. جانسون فراید نویسنده کتاب پرفروش نیویورک تایمز Rework و بنیان‌گذار Basecamp می‌گوید «روزهای ما با چیزهایی پرشده است که در بیشتر موارد مهم نیستند». این نویسنده معروف در ادامه می‌گوید: «ما فقط حرف میزنیم؛ بین مکالمات و جلسات بی‌وقفه و انجام کار تفاوت بزرگی وجود دارد». پس در نتیجه اگر در ساعت‌های معمول کاری خلاق و متمرکز باشید، احتمال این‌که زمانی برای خود و خانواده داشته باشید بیشتر می‌شود.

برنامه‌های روتین حالتان را برای انجام کار خوب می‌کند
افراد با ذهن کوچک فقط با این تیتر انرژی می‌گیرند، اما باید بگوییم که متأسفانه این موضوع هنوز هم در مورد افراد خلاق صدق می‌کند. به کلمه روتین، به عنوان چیزی که حال کار کردن را به وجود می‌آورد فکر کنید؛ راهی برای فریب دادن بدن و ذهن خود که حالا رسماً ساعت کار است تا ابتکار عمل آغاز شود. این برنامه روتین می‌تواند زود سر کار رفتن، گرفتن قهوه مورد علاقه خود، روشن کردن شمع در خانه یا گوش دادن به لیست موزیک‌های مورد علاقه شما باشد. پس در زمان‌هایی لازم است خودتان را برای داشتن ذهنی خلاق‌تر فریب دهید. تکنولوژی به تنهایی جواب نمی‌دهد؟ پس محصولات آرام‌بخش گیاهی را وارد محیط کار خود کنید؛ روغن معطری مانند اوکالیپتوس را روی میزتان داشته باشید و برای روشن شدن ذهن و تمرکز آن را استشمام کنید.

بهترین دوست شما در محیط کار برنامه کاریتان است
قبول این نکته که تکنولوژی اعتیادآور است اولین قدم برای بهبود یافتن می‌تواند باشد. پس یک برنامه مشخص با راهنمایی منطقی که چه زمانی باید در بیرون از شرکت هم در دسترس باشید تهیه کنید. همان‌طوری که هر مشاوری توصیه می‌کند، مرزبندی لازم است و در نهایت شما می‌خواهید عضوی از مجموعه‌ای باشید که به مرزهای شما احترام می‌گذارند، همان‌طور که شما به محدوده آن‌ها احترام می‌گذارید.

برای ایجاد تعادل بین کار و زندگی راه ساده‌تری وجود دارد؟
البته که وجود دارد؛ شما می‌توانید یک روز خود را به سه بخش مفید تقسیم کنید: 8 ساعت بخوابید، 8 ساعت کار کنید و 8 ساعت به زندگی شخصی خود بپردازید. این یک برنامه ساده و کاربردی برای شما خواهد بود تا به بهبود تعادل در زندگی خود کمک کنید.

مهم‌ترین نکته این است که خودتان را بررسی کنید
باید بتوانید خودتان را به چالش بکشید. یکی از راه‌هایی که به کمک شما می‌آید تا بین کار و زندگی شخصی تعادل ایجاد کنید، به چالش کشیدن رفتارها و اندیشه‌های خودتان است. از باورها و اندیشه‌های خودتان برای رسیدن به تعادل در زندگی استفاده کنید. سعی کنید مثبت فکر کنید و مسئولیت صددرصدی کارهایی که انجام دادید و یا می‌دهید را برعهده بگیرید. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که بین کار و زندگی شخصی‌شان تعادل ندارند، همان‌هایی هستند که باورهای ضعیف و یا محدودکننده‌ای دارند. سعی کنید در طول روز زمان‌هایی را برای فکر کردن و اندیشیدن به مسیر زندگی خود انتخاب کنید؛ این کار به شما کمک می‌کند تا ضمن شناخت خودتان موضوعات ناراحت کننده را از خود دور کنید.

با گوش دادن به صدای درون بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنید
بخش مهم نبود تعادل در کار و زندگی مربوط به عدم توجه به صداهای درونی است. همه ما نوارها و صداهایی را در درون خود داریم و فقط این خود ما هستیم که آن‌ها را می‌شنویم. برخی از این جملات منفی هستند و شما بدون این‌که بدانید روزانه هزاران بار با خودتان تکرار میکنید که من «نمیدانم، نمیخواهم، نمیتوانم». بدترین قسمت ماجرا این است که به مرور زمان شما این جملات را باور می‌کنید و نمی‌توانید تصمیمات قاطعی بگیرید که این روی تعادل زندگی شما تأثیر می‌گذارد و اجازه نمی‌دهد تا تمرکز داشته باشید.

گلکسی نوت 20 و گلکسی S22 اولترا سامسونگ فراتر از قدرت عمل می‌کنند
مثل همیشه غول کره‌ی جنوبی به کمک شما آمده است؛ در خانواده دوست داشتنی و شگفت‌انگیز سری نوت سامسونگ می‌توانید با گلکسی نوت 20 یا گلکسی نوت 20 اولترا به کمک Multi Window و S Pen با یادداشت برداشتن به انجام چند کار به صورت هم‌زمان بپردازید. شما همچنین می‌توانید با پرچم‌دار جدید سامسونگ یعنی گلکسی S22 اولترا فهرست کارهای روزمره را غافلگیر کنید و قدرت کاری که انگشتان قادر به انجامش نیستند را انجام دهید.

مقایسه تلویزیون OLED و QLED؛ ال‌جی یا سامسونگ برنده رقابت کدام است؟

دو فناوری OLED و QLED مربوط به دو شرکت ال جی و سامسونگ، عمده بازار ساخت تلویزیون را به خود اختصاص داده‌اند. برای بسیاری این پرسش مطرح است که از میان این دو تلویزیون و برند باید کدام را بخریم و این‌که ال جی بهتر است یا سامسونگ؟ دو فناوری OLED و QLED قطعاً دارای ویژگی‌ها و متعاقباً مزایا و معایب خود هستند که همین موضوع انتخاب تلویزیون بهتر را مشکل می‌کند. در این مطلب قصد داریم به مقایسه تلویزیون OLED و QLED بپردازیم تا بهتر درک کنید که این دو فناوری تلویزیون چه تفاوتی با هم دارند و کدام‌یک را باید برای خرید انتخاب کنید.

اگر برای خرید تلویزیون جدید به تازگی اقدام کرده باشید؛ به احتمال زیاد با دو تکنولوژی تصویر بسیار شبیه QLED و OLED مواجه شده‌اید. در حالی‌که هر تولیدکننده تلویزیونی هر نمایشگری را تولید نمی‌کند؛ هر دو تصویری عالی و نفس‌گیر را ارائه می‌دهند. این تکنولوژی‌ها را می‌توانید با بهترین پیشنهادات 4K و پشتیبانی از HDR ترکیب کنید و در حال تماشای بهترین تلویزیون‌هایی باشید که تا کنون تولید شده‌اند. باید بگوییم که بین نمایشگرهای QLED و OLED تفاوت‌هایی وجود دارد. شما بهتر است کدام تکنولوژی تلویزیون را برای اتاق نشیمن خود انتخاب کنید؟

با سامسونگ‌سنتر همراه باشید تا به بررسی این دو فناوری رقابتی تلویزیون بپردازیم. ما درباره‌ی اینکه این تکنولوژی‌ها از کجا آمده‌اند؛ تفاوت آن‌ها با یکدیگر چیست و کارهایی که هر کدام به خوبی انجام می‌دهند بحث خواهیم کرد.

تلویزیون QLED چیست؟
QLED مخفف عبارت Quantum Light-Emitting Diode و به معنای دیود ساطع‌کننده نور کوانتومی است. این بدان معناست که تلویزیون QLED دقیقاً مانند یک تلویزیون LED معمولی است با این تفاوت که از ذرات ریز نانویی به نام Quantum Dot برای شارژ فوق‌العاده روشنایی و رنگ خود استفاده می‌کند. جالب است بدانید که این فناوری توسط سونی و در سال 2013 معرفی شد؛ اما کمی بعد از آن سامسونگ فروش تلویزیون‌های QLED خود را آغاز کرد و با سایر تولیدکنندگان همکاری کرد؛ به همین دلیل حالا تلویزیون‌های QLED سونی، ویزیو، هایسنس و تی سی ال را پیدا خواهید کرد.

با وجود این‌که کوانتوم دات عالی می‌باشد یک تلویزیون QLED هنوز هم کم و بیش مانند یک تلویزیون LED معمولی نور تولید می‌کند. این دستگاه‌ها از نور پس‌زمینه متشکل از صدها یا در بعضی موارد هزاران LED که در پشت یک صفحه LCD سنتی قرار دارد ساخته شده است. این LED ها هستند که نام LED یا QLED را تعریف می‌کنند. جالب است بدانید که استفاده از QLED به عنوان یک اصطلاح بازاریابی است که رقابتی را بین ال جی و سامسونگ در سال 2019 آغاز کرد. در شکایتی که به کمیسون FTC کره جنوبی شد ال جی ادعا کرد که تلویزیون‌های به اصطلاح QLED سامسونگ تلویزیون‌های واقعی QLED نیستند. این بدان علت است که طبق گفته ال جی، یک تلویزیون واقعی QLED از LED های نقطه کوانتومی که از خود نور ساطع می‌کنند مورد استفاده قرار می‌گیرد و نه از یک فیلم نقطه کوانتومی با نور پس زمینه LED  که سامسونگ از آن استفاده می‌کند.

سامسونگ در اقدامی تلافی جویانه به FTC گفت که به خاطر تبلیغاتی که ال جی انجام داده و به تلویزیون‌های QLED سامسونگ هجوم آورده از این شکایت ناراضی است. FTC در نهایت جانب سامسونگ را گرفت اما با یک شرط و آن هم این که باید این موضوع را در تبلیغات بعدی خود به طور واضح به کاربران توضیح دهد و بیان کند که تلویزیون‌های QLED  از یک فیلم نقطه کوانتومی با نور پس زمینه LED استفاده می‌کند. پنل LCD که در واقع دارای میلیون‌ها شاتر کوچک است که برای مشاهده خیلی سریع باز و بسته می‌شوند؛ همراه با فیلترهای رنگی تصویری را که مشاهده می‌کنید ایجاد کرده و اجازه می‌دهد مقدار کافی نور و رنگ از آن خارج شود و به چشم شما برود. این یک سیستم هوشمندانه است اما به ترکیبی از دایمینگ بک لایت LED و استفاده از شاتر برای جلوگیری از نور باقیمانده برای تولید رنگ سیاه روی صفحه متکی است و همیشه موفق نیست.

تلویزیون OLED چیست؟
OLED مخفف Organic Light-Emitting Diode و به معنای دیود ساطع کننده نور آلی است. تا حدودی تعجب آور است؛ بخش “Light Emitting-Diode” این نام هیچ ارتباطی با بک لایت LED مثل چیزی که در تلویزیون‌های QLED و LED است ندارد. در عوض این واقعیت را نشان می‌دهد که هر پیکسل در تلویزیون OLED نیز یک LED بسیار کوچک اما بسیار نازک است و می‌تواند نور و رنگ را در یک المنت واحد تولید کند. به عبارت دیگر تلویزیون‌های OLED نیازی به بک لایت ندارند زیرا هر پیکسل نور مختص به خود را تولید می‌کند. اگر می‌خواهید دوستان خود را تحت تاثیر قرار دهید می‌توانید از اصطلاحات صنعتی “emissive” یا “self-emissive” استفاده کنید.

این طراحی چندین مزیت دارد اما اکثر آنها موافق هستند که وقتی صحبت از تلویزیون‌های OLED می‌شود بزرگترین مزیت سطح فوق‌العاده رنگ سیاه است که می‌توان به آن دست یافت. برخلاف تلویزیون‌های QLED یا LED که باید نور پس زمینه خود را دایمینگ کند و آنچه را که برای صحنه‌های تاریک باقی میماند را مسدود کند؛ یک تلویزیون OLED به راحتی پیکسل را خاموش می‌کند. هنگام خاموش بودن پیکسل هیچ نور و رنگی از آن ساطع نمی‌شود و باعث تاریکی شده چون تلویزیون خاموش است. بدون نور پس زمینه جداگانه انعطاف‌پذیری نمایشگر OLED هم بسیار ساده‌تر است؛ به همین دلیل است که LG پیشگام تلویزیون‌های OLED تولید شده است.

در حال حاضر تنها یک شرکت پنل‌های تلویزیون OLED را تولید می‌کند و آن هم شرکت LG Display است که آن را به شرکت LG Electronics می‌فروشد که با استفاده از آنها بهترین تلویزیون‌هایی را که می‌توانید خریداری کنید را تولید می‌کند. اما LG Display همچنین پنل‌های OLED را به شرکت‌هایی مانند سونی، فلیپس و پاناسونیک می‌فروشد؛ به همین دلیل تلویزیون‌های OLED این شرکت‌ها را هم مشاهده خواهید کرد. حتی اگر این شرکت‌ها از پنل‌های یکسانی استفاده کنند پردازش تصویری که سونی، ال جی و سایر برندها استفاده می‌کنند اختصاصی است، بنابراین تفاوت قابل‌توجهی در کیفیت تصویر یک تلویزیون OLED نسبت به تلویزیون دیگر را خواهید دید.

در مورد Mini-LED چگونه است؟
در اواخر سال 2019، TCL فروش تلویزیون‌های سری 8 را آزاد کرد که اولین تلویزیون‌های QLED مجهز به سیستم بک لایت mini-LED بود. mini-LED در مقایسه با LED های معمولی بسیار کوچک هستند. این بدان معناست که یک تلویزیون QLED که به طور معمول فقط می‌تواند صدها LED را در خود جای دهد؛ حالا می‌تواند ده‌ها هزار Mini-LED را در خود جای دهد. بنابراین می‌توان گفت کنترل بیشتر روی نور پس زمینه منجر به ارائه رنگ‌های سیاه بسیار نزدیک به OLED خواهد شد.

Mini-LED هنوز در مراحل ابتدایی خود است اما اگر TCL و سایر شرکت‌ها به بهبود آن ادامه می‌دهند؛ این فناوری میتواند کیفیت تصویر QLED را با قیمتی که باید بسیار کمتر از OLED باشد بهبود بخشد. حالا نوبت به Micro-LED رسیده است که از نظر مفهومی مشابه فناوری Mini-LED است. سامسونگ سال گذشته با عرضه تلویزیون The Wall یک نمایشگر Micro-LED تقریباً بدون حاشیه را در اندازه‌های متعدد تولید کرد. سری The Wall سامسونگ که در نمایشگاه CES 2021 معرفی شد؛ یک طراحی مجدد باریکتر (ضخامت 24.9 میلیمتر) و تعداد زیادی از اندازه‌های جدید 32 تا 75 اینچ را دریافت کرد.

مقایسه کنتراست و سطح سیاهی تلویزیون OLED و QLED
کنتراست اختلاف بین تاریک‌ترین قسمت تصویر و روشن‌ترین قسمت است. اگر یک تلویزیون بتواند یک قسمت تاریک را ارائه دهد لازم نیست که قسمت‌های روشن کاملا درخشان را تولید کند تا سطح کنتراست خوبی تولید شود؛ به همین دلیل است که وقتی صحبت از سطح سیاه می‌شود OLED به عنوان یک قهرمان بی‌چون و چرا معرفی خواهد شد.

در مقابل تلویزیون‌های QLED مجبور هستند نور پس زمینه LED خود را کم کرده و نور باقی مانده را مسدود کنند؛ کاری که انجام آن کاملا سخت است. این می‌تواند مشکلی به نام نشت نور را ایجاد کند چون نور به قسمت‌های سیاه صفحه نشت پیدا می‌کند.

اما آیا این مسئله مهم است؟ قطعاً، به عنوان مثال اگر در حال تماشای یک فیلم اکشن هستید و دو کاراکتر در حال عبور از پارکینگ هستند؛ امکان دارد در قسمت‌هایی از صحنه که قرار است سیاه باشد نوارهایی را در بالا و پایین صحنه مشاهده کنید.

نور پس زمینه Mini-LED یکی از روش‌های تولیدکنندگان تلویزیون QLED در تلاش به بهبود این وضعیت است. در حال حاضر از این نظر تلویزیون‌های OLED در رده بالاتر قرار می‌گیرند. اگر یک پیکسل انرژی دریافت نکند هیچ نوری تولید نمی‌شود و بنابراین کاملا سیاه باقی می‌ماند.
برنده رقابت: OLED

مقایسه روشنایی تلویزیون OLED و QLED
تلویزیون‌های QLED از نظر روشنایی از مزیت قابل‌توجهی برخوردار هستند. از آن‌جا که آن‌ها از نور پس‌زمینه جداگانه استفاده می‌کنند (به جای متکی بودن به پیکسل‌هایی که از خود نور ساطع می‌کنند)؛ این نور پس زمینه LED می‌تواند به طور قابل‌توجهی روشنایی تولید کند. توانایی کوانتوم دات را برای به حداکثر رساندن نور با تولید سایه‌های رنگ روشن‌تر و در طیف گسترده‌تر با بدون از دست دادن اشباع اضافه کنید و صفحه به اندازه کافی روشن است که حتی در اتاق‌هایی که دارای نور زیاد هستند به وضوح دیده می‌شود.

پنل‌های OLED نمی‌توانند براساس روشنایی خالص با QLEDها به رقابت بپردازند. پیکسل‌های منفرد ساطع‌کننده نور آن‌ها به راحتی نمی‌توانند همان مقدار نور را تولید کنند. در یک اتاق تاریک این موضوع مشکلی را ایجاد نمی‌کند. اعتقاد ما بر این است که اولدها می‌توانند با روشنایی کمتر به همان کنتراست دست پیدا کنند. اما در فضاهایی که نور کافی دارند یا نور زیادی از طریق پنجره‌ها جریان دارند تلویزیون‌های QLED بیشتر به چشم می‌آیند. به خصوص اگر در این شرایط محتوای HDR را پخش کنید. در طی سال‌های گذشته، پنل‌های OLED روشن‌تر شده‌اند اما هنوز نمی‌توانند با تلویزیون‌های QLED مطابقت داشته باشند.
برنده رقابت: QLED

مقایسه فضای رنگی تلویزیون OLED و QLED
استفاده از نقاط کوانتومی در تلویزیون‌های QLED باعث شده است که از نظر دقت رنگ، روشنایی رنگ و حجم رنگ بهتر عمل کند. طبق ادعای سامسونگ طیف وسیع‌تری از رنگ‌ها از سطح روشنایی بهتر و اشباع بهتر برخودار خواهند بود. گرچه نمی‌توان این واقعیت را انکار کرد که QLED رنگ‌های فوق‌العاده‌ای را نمایش می‌دهد؛ اما ما هنوز شاهد این نیستیم که رنگ‌های اشباع در سطح روشنایی بالا یک مزیت واقعی را در موقعیت‌های مشاهده طبیعی به همراه دارند؛ بنابراین در حال‌حاضر اعلام خواهیم کرد که از این لحاظ هر دو تکنولوژی هم رتبه هستند و برای اعلام برنده نشدن QLED باید مدارک ملموسی را مشاهده کنیم.
برنده رقابت: QLED و OLED

مقایسه زمان پاسخ‌گویی؛ تأخیر ورودی و رفرش‌ریت تلویزیون OLED و QLED
رفرش ریت به زمانی اشاره دارد که برای تبدیل پیکسل از یک حالت به حالت دیگر لازم است. هرچه زمان پاسخگویی سریع‌تر باشد تصویر واضح‌تر می‌شود؛ به ویژه در صحنه‌هایی که دارای عملکرد سریع هستند. اگرچه به احتمال زیاد سرعت پاسخگویی بیش از چشم انسان قادر به تشخیص تفاوت‌ها نیست؛ اما از اندازه گیری‌های استاندارد میدانیم که تلویزیون‌های OLED بسیار سریع‌تر هستند. زمان پاسخگویی QLEDهای معمولی بین 2 تا 8 میلی‌ثانیه متغییر است در حالی‌که زمان پاسخگویی اولدها در حدود 0.1 میلی‌ثانیه است که بسیار خوب به نظر می‌رسد. از طرف دیگر، تأخیر ورودی به تأخیر بین انجام یک عمل و دیدن نتیجه آن عمل در صفحه‌نمایش اشاره دارد. به همین ترتیب، تأخیر ورودی که برای گیمرها بسیار حائز اهمیت است به هیچ وجه تأثیر قابل‌توجهی در مشاهده کاربران عادی ندارد.

علاوه بر این میزان تأخیر ورودی که تجربه می‌کنید ارتباط چندانی با تکنولوژی نمایشگر ندارد و بیشتر به میزان پردازش تصویر در پشت صحنه تلویزیون شما بستگی دارد. اگر تمام پردازش‌های اضافی فیلم را غیرفعال کنیم یا به سادگی از گیمینگ مد تلویزیون استفاده کنیم؛ هر دو تلویزیون QLED و OLED می‌توانند تأخیر ورودی بسیار کمی داشته باشند. رفرش‌ریت عامل دیگری است که ذاتاً بیشتر برای گیمرها حائز اهمیت است. رفرش‌ریت به تعداد دفعاتی که تلویزیون در هر ثانیه آن‌چه که روی صفحه‌ به نمایش می‌گذارد را بروزرسانی می‌کند اشاره دارد. رفرش‌ریت ارتباط نزدیکی با فریم‌ریت دارد که به تعداد دفعاتی که در ثانیه نمایش تلویزیونی، فیلم یا بازی ویدیویی شما بروزرسانی جدیدی را به تلویزیون ارسال می‌کند اشاره دارد. تا زمانی که این دو مقدار نزدیک به هم باشند هرگز مشکلی را تجربه نخواهید کرد و از آن‌جا که محتوای تلویزیونی مانند فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی همیشه با فریم‌ریت ثابت ارائه می‌شوند؛ این مسئله نگران کننده نیست.

اما برخی از بازی‌ها که روی کنسول یا کامپیوتر شخصی اجرا می‌شوند فریم ریت خود را از یک صحنه به صحنه دیگر تغییر می‌دهند. برای این‌که همه چیز آن‌طور که باید به نظر نرسد؛ تلویزیون‌ها به قابلیتی به نام VRR یا Variable Refresh Rate نیاز دارند. با این کار تلویزیون شما می‌تواند رفرش‌ریت بومی خود را تغییر دهد تا با این تغییرات در فریم‌ریت مطابقت داشته باشد. اگر تلویزیون شما از VRR پشتیبانی نمی‌کند هنگام استفاده از انواع بازی‌هایی که با VRR استفاده می‌شوند؛ می‌تواند باعث ایجاد برخی از عوارض جانبی ناخواسته مانند بریدگی صفحه شوند.

مدل‌های VRR را می‌توانید در تلویزیون‌های OLED و QLED پیدا کنید و تا پایان سال 2021 شاهد عرضه بسیاری از مدل‌های دیگر خواهیم بود. اکنون می‌توانید تلویزیون‌های VRR سامسونگ، سونی و ال جی را پیدا کنید. اگر شما یک گیمر کامپیوتر شخصی هستید که می‌خواهید یک تجربه بازی با نمایشگر بزرگ را داشته باشید، پشتیبانی از VRR یکی از ویژگی‌های اصلی است که باید به دنبال آن باشید. با توجه به برتری بی‌نظیر OLED در زمان پاسخگویی و رفرش‌ریت این گزینه‌ها ایده‌آل‌تر هستند.
برنده رقابت: OLED

مقایسه زاویه دید تلویزیون OLED و QLED
نمایشگرهای QLED بهترین زاویه دید را ندارند و هر چه بیشتر به سمت بالا یا پایین بروید کیفیت تصویر از نظر روشنایی، رنگ و کنتراست کاسته می‌شود. گرچه شدت این مشکل در بین مدل‌ها بسیار متفاوت است؛ اما مثل همیشه تلاش سازندگان تلویزیون برای رفع این مشکل وجود دارد.

در مقایسه صفحه‌های OLED را می‌توان بدون روشنایی حتی در زاویه دید شدید مشاهده کرد. برخی از تلویزیون‌های QLED از نظر زاویه دید بهبود یافته‌اند و لایه‌های ضدانعکاسی به آنها کمک می‌کنند؛ اما OLED این مزیت آشکار خود را حفظ می‌کند. بنابراین اگر دوست دارید فیلم‌های مورد علاقه خود را به صورت خانوادگی مشاهده کنید و بدون توجه به موقعیتی که نشسته‌اید بهترین تصویر را دریافت کنید تلویزیون‌های OLED برای شما بهتر هستند.
برنده رقابت: OLED

مقایسه اندازه تلویزیون OLED و QLED
باید بگوییم زمانی که این تکنولوژی هنوز نوپا بود، نمایشگرهای OLED حداکثر در اندازه 55 اینچ تولید می‌شدند. امروزه اندازه نمایشگر به 88 اینچ هم رسیده است اما کمی هزینه بیشتر را به همراه دارد. تولید نمایشگرهای QLED در اندازه‌های بزرگتر ساده‌تر و ارزان‌تر هستند. تلویزیون‌های 85 اینچ Q900TS 8K QLED سامسونگ با قیمت 8000 دلار عرضه می شدند؛ در حالی که بزرگترین مدل مصرفی آن در حال حاضر 98 اینچ است.
برنده رقابت: QLED

مقایسه طول عمر تلویزیون OLED و QLED
ال جی می‌گوید تلویزیون‌های OLED ال جی را می‌توانید 5 ساعت در روز و به مدت 54 سال تماشا کنید. اما این‌که آیا این موضوع صحت دارد یا خیر باید دید چون تلویزیون‌های OLED از سال 2013 استفاده می‌شوند. QLEDها حتی جدیدتر هستند؛ اما منبع نور پس زمینه آن سابقه طولانی و اثبات شده‌ای دارد. تنها دلیلی که میتوان طول عمر تلویزیون‌های QLED را بهتر دانست.
برنده رقابت: درحال‌حاضر QLED

مقایسه سوختن صفحه تلویزیون OLED و QLED
تلویزیون‌های QLED و OLED هر از گاهی می‌توانند مشکلی به نام حفظ تصویر را داشته باشند. این زمانی است که یک تلویزیون بعد از ناپدید شدن تصویر اصلی به طور موقت به نمایش بخشی از تصویر ادامه می‌دهد. به صورت سایه‌ای به نمایش درمی‌آید زمانی‌که حفظ تصویر اتفاق می‌افتد؛ معمولا نتیجه وجود عنصر بصری یکسان برای مدت طولانی روی صفحه است. آرم‌های شبکه در گوشه صفحه به همین دلیل شناخته شده‌اند؛ همچنین بازی‌های ویدیویی که عناصر رابط یکسانی را در طول گیم پلی دارند می‌توانند باعث ایجاد این مشکل شوند. با رفتن به نوع دیگری از محتوا که عناصر مشکل ساز را روی صفحه نشان می‌دهند؛ معمولا حفظ تصویر به خودی خود از بین می‌رود.

تلویزیون‌های OLED به دلیل ماهیت ساطع کننده نوری که دارند نسبت به QLEDها کمتر به خاطر سوختن صفحه معروف هستند. سوختن هنگامی ایجاد می‌شود که روشنایی طبیعی یک یا چند پیکسل اولد به طور دائمی در حالت پایین‌تر کاهش می‌یابد. تنها راه حل برای این امر پایین آوردن بقیه پیکسل‌ها به همان حالت است اما این راه حل خوبی نیست. برای تضمین مطلق اینکه شما سوختن تصویر را تجربه نخواهید کرد؛ بهترین گزینه برای شما تلویزیون‌های QLED است. ال جی به عنوان بزرگترین تولیدکننده تلویزیون‌های OLED، پتانسیل حفظ تصویر را در دفترچه راهنمای خود تایید می‌کند؛ اما می‌گوید در شرایط عادی این مشکل اتفاق نخواهد افتاد. بنابراین چه چیزی شرایط عادی مشاهده را تشکیل می‌دهد؟ خوب؛ نگه داشتن تلویزیون خود روی یک کانال به مدت 10 ساعت در روز و 2 ماه پشت سر هم ظاهرا عادی و طبیعی نیست.
برنده رقابت: QLED

مقایسه مصرف برق تلویزیون OLED و QLED
پنل‌های OLED همان‌طور که می‌دانید نیازی به بک لایت فوق‌العاده روشن ندارند. این نور پس زمینه به میزان قابل‌توجهی انرژی مصرف می‌کند؛ این بدان معناست که تلویزیون‌های OLED ذاتاً دارای انرژی کمتری هستند. همچنین نسبت به تلویزیون‌های QLED گرمای کمتری از خود ساطع می‌کنند.
برنده رقابت: OLED

مقایسه راحتی چشم تلویزیون OLED و QLED
در دنیای امروزی ساعت‌ها میتوان به تماشای صفحه تلویزیون پرداخت. خستگی چشم یکی از علائم واقعی است که به علت تولید نور آبی ایجاد می‌شود. تلویزیون‌های مبتنی بر LCD تمایل دارند نور آبی شدیدتر از هر چیزی را نشان دهند؛ این می‌تواند منجر به چشمانی تحریک پذیر، بی‌خوابی و مشکلات سلامتی شود. به همین دلیل برخی از سازندگان OLED به ویژه ال جی حالا به دنبال صدور گواهینامه‌های Ocular Guard برای پنل‌های خود هستند.

گواهینامه Ocular Guard که توسط شرکت تست ایمنی آلمان TÜV Rheinland ایجاد شده است و قبلا تحت عنوان جذاب و هیجان انگیز Eye Comfort Display به بازار عرضه شده بود؛ طیف وسیعی از عناصر را در پنل‌های تلویزیون آزمایش می‌کند تا تعیین کند که آیا آنها برای چشم ضرر دارند یا خیر. از نظر تئوری تلویزیون‌های OLED باید راحتی کلی بهتری را نسبت به QLEDها داشته باشند؛ چون اولد نسبت به تلویزیون‌های QLED با نور پس زمینه LED نور آبی کمتری تولید می‌کند.
برنده رقابت: OLED

مقایسه قیمت تلویزیون OLED و QLED
تلویزیون‌های QLED از نظر قیمت برنده‌ی میدان می‌شوند؛ اما تلویزیون‌های OLED هم با کاهش قیمت مواجه شده‌اند. در حال حاضر اگر در حال خرید تلویزیون هستید متوجه خواهید شد که تلویزیون‌های QLED ارزان‌تر و برخی از مدل‌های آن فوق‌العاده اقتصادی هستند.

به خاطر داشته باشید که برخلاف تلویزیون OLED؛ در تلویزیون‌های QLED طیف وسیعی از کیفیت تصویر وجود دارد چون متغیرهای بسیار بیشتری در طراحی آن‌ها، پردازش تصویر و ساخت وجود دارد. فقط تلویزیون‌های سطح بالای کیولد از نظر کیفیت تصویر معادل اولدها هستند.
برنده رقابت: QLED

سخن آخر
هر دو تکنولوژی OLED و QLED روش‌های خاص و منحصربه‌فردی هستند. اما ما اینجا هستیم تا یک برنده را انتخاب کنیم و در حال حاضر این برنده چیزی جز فناوری اولد نیست. با عملکرد بهتر در ویژگی‌های اشاره شده در بالا اکثر افراد هنگام مشاهده تلویزیون OLED تجربه بهتری خواهند داشت. QLEDها روشنایی بالاتر، طول عمر بیشتر، اندازه نمایشگر بزرگتر و برچسب قیمت پایین‌تری به خریداران ارائه می‌دهد. از طرف دیگر OLEDها زاویه دید بهتر، سطح رنگ سیاه عمیق‌تر و انرژی کمتری مصرف می‌کنند. هر دو فناوری شگفت‌انگیز هستند؛ بنابراین انتخاب بین آن‌ها بیشتر به سلیقه کاربران برمی‌گردد.

مقایسه ساندبار A650 و T650 سامسونگ؛ کدام‌یک آینده غوطه‌وری در صدا به شما می‌دهد؟

با رونمایی تلویزیون‌هایی با ابعاد و ویژگی‌های مختلف امروزه شاهد عرضه و تولید سیستم‌های صوتی منحصربه‌فرد و متفاوتی هستیم. سیستم‌های صوتی دارای قابلیت‌های شگفت‌انگیز مختلفی هستند که در این ساندبارها با داشتن طراحی جذاب‌تر و امکانات صوتی متنوع در مرکز توجه هستند. کمپانی سامسونگ که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان دستگاه‌های صوتی و تصویری است در چند سال اخیر مدل‌های مختلفی را در این زمینه تولید کرده است. از جمله بهترین ساندبارهای سامسونگ سری T و A هستند که در سال 2020 و 2021 به بازار عرضه شده‌اند. در این مقاله می‌خواهیم به مقایسه دو مدل از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین ساندبارهای سامسونگ بپردازیم. ساندبارهای A650 و T650 از طراحی و کیفیت صوتی بسیار مناسبی برخوردار هستند؛ این دو ساندبار برتری یا تفاوت‌ها و شباهت‌هایی را نسبت به هم دارند که ما در این مطلب قصد داریم بین این دو مدل محبوب مقایسه‌ای داشته باشیم تا به شما کمک کنیم تا در نهایت بتوانید انتخاب مناسب‌تری داشته باشید.

عمق بیشتر را کشف کنید، جوری که هرگز این گونه نبوده است
با توجه به این‌که تلویزیون‌ها به دلیل نوع طراحی مخصوصی که دارند امکان قرارگیری یک سیستم صوتی کاملاً حرفه‌ای در آن‌ها وجود ندارد. بنابراین برای آن دسته از افرادی که می‌خواهند در کنار کیفیت تصویر بالا از کیفیت و توان صوتی بالایی نیز برخوردار باشند نیاز به استفاده از یک سیستم صوتی مانند ساندبار است که بتواند صدای پرقدرت‌تری را در اختیارشان بگذارد. اولین تفاوت این دو سیستم صوتی مربوط به توان صوتی می‌باشد؛ ساندبار A650 دارای توان صوتی 450 وات و ساندبار T650 دارای توان صوتی 340 وات است. از نظر توان صوتی خوب A650  که محصول 2021 سامسونگ می‌باشد برنده‌ی میدان می‌شود. در هر دو ساندبار از اسپیکر مرکزی استفاده شده است که کیفیت صدای دیالوگ را بهتر ارائه می‌دهند. سیستم صوتی 3.1 کاناله این ساندبارها در بار از 3 عدد اسپیکر و در ساب‌ووفر هم از یک اسپیکر بزرگتر بهره می‌برد. از نظر توان صوتی، ساندبار A650 بهتر عمل می‌کند و با اختلاف توان صوتی 110 وات از ساندبار T650 توان صوتی بیشتری را دارد. بنابراین اگر قصد استفاده از این ساندبارها را برای فضاهای بزرگتر از 50 متر دارید پیشنهاد سامسونگ سنتر به شما کاربران عزیز ساندبار 450 وات A650 سامسونگ می‌باشد.

دنیایی از صدا با یک کنترل از راه دور
در کنار توان صوتی مناسب، سیستم صوتی باید قادر به پخش با کیفیت مناسب نیز باشد و برای هر کدام از مشخصه‌های توان و کیفیت صدا نیاز به استفاده از فناوری‌های ویژه است. ساندبار T650 سامسونگ از DTS Virtual:X پشتیبانی می‌کند و ساندبار A650 دارای قابلیت صدای دالبی دیجیتال DTS Virtual:X/5.1 می‌باشد که با بازآفرینی صدا آن را به قله‌های جدید می‌رساند و صدای شما را به حالت سه‌بعدی درمی‌آورد. اما ساندبارA650 دارای قابلیت صدای دالبی Dolby Digital 5.1ch است و می‌تواند صدا را در کانال‌های بیشتری شبیه‌سازی کند. هم‌چنین از قابلیت صوتی DTS digital Surround برخوردار است و قادر به پخش صدا به صورت فراگیر مجازی است که می‌تواند در هنگام پخش صدای محتوای مختلف کیفیت صدای بالاتری را نسبت به ساندبار T650 در اختیارتان قرار دهد.

سامسونگ در تلویزیون‌های 2021 بدون استثناء از کیوسمفونی استفاده کرده است. این ویژگی فوق‌العاده باعث می‌شود تا صدا از تلویزیون هم پخش شود و به عبارتی صدای تلویزیون قطع نشود. کیوسمفونی از طرفی به صورت بیسیم می‌باشد و می‌توان گفت تنها اتصال به تلویزیون همان بار باشد که در جلو تلویزیون قرار داده می‌شود. صدا با این ویژگی به صورت مجازی چند کاناله می‌شود. برای نمونه در تلویزیون سامسونگ 2021 مدل AU8000 صدا 20 وات است و با این ساندبار صدا به 470 وات خواهد رسید و سیستم صوتی هم 5.1 کاناله خواهد شد.  با کیوسمفونی انگار از هر طرف تلویزیون و ساندبار صدا پخش می‌شود و کاربر در میان صدایی با کیفیت و پرتوان، غرق در جزئیات پخش شده خواهد شد.

صدای بیشتر بدون سیم
وظیفه پخش صدا در یک سیستم صوتی برعهده‌ی اسپیکرهای آن می‌باشد و می‌توان گفت که هرچه تعداد اسپیکرها بیشتر باشد شاهد توان صوتی بالاتری خواهیم بود. تعداد اسپیکرها یا همان تعداد کانال‌های صوتی در این دو سیستم نیز متفاوت است و ساندبار T650 دارای 3.1 کانال صوتی می‌باشد. ساندبار سامسونگ 2021 مدل A650 با امکانات و قابلیت‌های ارتقاء یافته به عنوان جایگزین مدل T650 روانه بازار شده است. در این ساندبار شاهد توان صوتی 430 وات می‌باشیم و به نسبت مدل سال قبل 110 وات توان صوتی بیشتری را شاهد هستیم. این سیستم صوتی 3.1 کاناله است که جمعاً با ساب‌ووفر دارای 7 اسپیکر می‌باشد. ساب ووفر در این سیستم صوتی به صورت بی‌سیم صدا را پخش می‌کند و تنها کابل اتصال آن کابل برق می‌باشد. این ساندبار فوق‌العاده است و می‌تواند قابلیت اتصال و پخش صدا را با اسپیکرهای رسیور یا Satalite داشته باشد. صدایی که با این ساندبار پخش می‌شود جنبه 3 بعدی دارد و از اکثر فرمت‌های صوتی پشتیبانی می‌کند.

درگاه‌ها و قابلیت‌های ارتباطی
در زمینه پورت‌ها، ورودی و خروجی‌ها هر دو دقیقاً مثل هم می‌باشند و سامسونگ در سال 2021 در مدل A650 پورتی بیشتر و یا کاربردی‌تر را نسبت به مدل سال قبل قرار نداده است. هر دو ساندبار دارای ورودی USB، ورودی اپتیکال، ورودی HDMI IN می‌باشند. پورت HDMI در این ساندبار‌ها دارای قابلیت بازگشت صوتی است که ARC نام دارد. شما می‌توانید با فلاش مموری و یا از طریق این پورت‌ها محتوا را با این ساندبار‌ها پخش کنید.

ARC چیست و چه برتری بر اپتیکال دارد؟
ARC به معنی Audio Return Channel است؛ این پورت پهنای باند 2 برابر بیشتر از پورت اپتیکال دارد و می‌تواند فرمت‌ها و کیفیت‌های بیشتری را پشتیبانی کند. دالبی دیجیتال و DTS با این پورت پشتیبانی می‌شوند. هر چند اپتیکال هم می‌تواند این فرمت‌ها را پشتیبانی کند تا جایی که امکان دارد بایستی از پورت HDMI ARC استفاده کرد. پهنای باند HDMI ARC  برابر با 1 مگابایت و پورت اپتیکال نصف آن پهنای باند دارد.

روش‌های پخش محتوا با ساندبار سامسونگ، بلوتوث و وای‌فای
هر دو ساندبار سامسونگ دارای قابلیت پخش صدا با بلوتوث می‌باشند. شما می‌توانید فرمت‌های صوتی مختلفی را از گوشی‌های هوشمند بر روی این ساندبار پخش کنید. راه دیگر برای پخش محتوا استفاده از پورت USB می‌باشد.

متصل شوید، گوش دهید، لذت ببرید
در ساندبارهای سامسونگ اغلب فرمت‌های صوتی پشتیبانی می‌شوند. فرمت‌هایی که معمولاً کیفیت بالایی دارند و در اکثر محتواها شاهد آن هستیم دالبی دیجیتال و DTS می‌باشند. دالبی دیجیتال و یا DTS با کیفیت بالایی که دارند، می‌توانند شور و هیجان زیادی را ایجاد کنند. ساندبار سامسونگ T650 از فرمت دالبی دیجیتال پلاس پشتیبانی می‌کند اما ساندبار 2021 سامسونگ یعنی مدل A650 این قابلیت را ندارد و در تست‌های صورت گرفته موفق نبوده است.

SPL چیست و کدام ساندبار بهتر عمل می‌کند
SPL یا Sound Pressure Level به معنی حداکثر فشار صدا می‌باشد، این پارامتر برحسب دسیبل DB بیان می‌شود. هر چه این مقدار یا این پارامتر بیشتر باشد می‌توان گفت که شدت صدا در آن‌ها بیشتر است. هر دو ساندبار تقریباً SPL مشترک و مشابهی را دارند اما نباید SPL را با توان صوتی اشتباه گرفت.

طراحی و دیزاین
از نظر طراحی و کیفیت ساخت، مدل A650 سامسونگ زیباتر و با کیفیت بهتری می‌باشد. ساندبار سامسونگ T650 همانند مدل A650 دارای ساب ووفر چوبی می‌باشد که قسمت جلویی آن با پارچه‌ای مخصوص پوشیده شده است تا از اسپیکر آن محافظت شود. این ساندبارها دارای بار (قسمتی که در جلوی تلویزیون قرار داده می شود) از جنس پلاستیک با توری فلزی پوشیده شده در پنل جلویی می‌باشند. قسمت بالای بار در مدل A650 از توری فلزی و قسمت بالای بار در مدل T650 از پلاستیک می‌باشد.

تلویزیون ال‌ جی از ساندبار سامسونگ پشتیبانی می‌کند؟
همیشه این سوال پیش می‌آید که آیا ساندبار برند متفاوت می‌تواند تلویزیون را پشتیبانی کند یا خیر. ساندبار از هر برندی که باشد می‌تواند با هر تلویزیونی پشتیبانی شود. آنچه در پشتیبانی کردن می‌تواند تاثیر داشته باشد، پورت‌ها و یا ورودی و خروجی‌ها می‌باشند. در هر صورت وجود پورت اپتیکال و یا HDMI و یا حداقل یکی از آن ها در هر دو یعنی تلویزیون و ساندبار لازم است. در آخر باید بگوییم هر دو ساندبار کیفیت و توان صوتی بالایی را دارند. رقبای این ساندبارها می‌توانند ساندبار فیلیپس TAB7305 و یا ساندبار ال جی SN5 باشند. اگر قیمت این ساندبارها را در نظر داشته باشیم باید بگوییم که این دو مدل از دو برند ال جی و فیلیپس هم در این رنج قیمت فوق‌العاده می‌باشند.

مقایسه گلکسی Watch 3 و شیائومی Mi Watch؛ نبرد غول کره‌ای و اپل شرق

در دنیای تکنولوژی گجت‌های دیجیتال بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ زمانی‌که برای اولین بار این ساعت‌های هوشمند وارد بازار شد، غیرقابل تصور بود که این گجت‌ها تا این اندازه پرطرفدار و محبوب شوند. ولی با گذشت زمان کمی این گجت‌ها با استقبال بی‌نظیری از سمت کاربران مواجه شدند. اسمارت واچ‌ها در دنیای فناوری پیشرفت روزافزونی داشته‌اند و امکانات بی‌نظیر مانند امکان مکالمه، سنجش ضربان قلب، ردیابی با GPS، کنترل استرس و ... به آن‌ها اضافه شده است. در حال حاضر تنوع مدل‌های موجود در بازار به قدری زیاد شده که انتخاب بهترین این گجت‌ها را دشوار کرده است. سازندگان تلفن‌های هوشمند و گجت‌های مربوط به آن‌ها، سعی دارند در طراحی و ساخت ساعت‌های هوشمند از هم سبقت بگیرند. هر کدام از آن‌ها اسمارت واچ‌های برند خود را با ویژگی‌ها و امکانات کاربرپسند و بی‌نظیر ارائه می‌دهند و روز به روز هم این امکانات را بیشتر می‌کنند. در این میان دو کمپانی بزرگ سامسونگ و شیائومی، همانگونه که در ساخت گوشی‌های هوشمند با هم در رقابت هستند، در طراحی و ساخت ساعت‌های هوشمند هم در رقابت تنگاتنگی با یکدیگر قرار دارند. تمام محصولات این دو برند از کیفیت و ویژگی‌های بی‌نظیری برخوردار هستند و ساعت‌های هوشمند هم از این قاعده مستثنی نیست. با مقایسه ساعت هوشمند گلکسی Watch3 و شیائومی Mi Watch تصمیم داریم شما را برای انتخاب بهتر راهنمایی کنیم. ما در این مطلب به شما کمک خواهیم کرد تا با توجه به نیاز و سلیقه شخصی یکی از این ساعت‌ها را انتخاب کنید.

طراحی
کمپانی سامسونگ از ترکیب بهینه از تمام نسخه های قبلی گلکسی واچ در گلکسی واچ 3 استفاده کرده است. این ساعت دارای سبک کلاسیک بوده و با صفحه گرد طراحی شده است. جنس بدنه فلزی باعث می شود گلکسی واچ 3 حدود 53 گرم وزن داشته باشد که وزن زیادی برای یک ساعت هوشمند به حساب می آید. غول کره‌ی جنوبی با کیفیت ساخت شگفت‌انگیز احساس فوق العاده‌ای زمان کار با این گجت را به شما هدیه کرده است. داخل جعبه یک بند چرمی قرار دارد که با استفاده از این بند حس کلاسیک و نوستالژی به شما القا می‌شود. البته بندهای چرمی اگرچه کیفیت بالایی دارند اما برای استفاده روزمره چندان مفید نیستند! اگر این بند چرمی خیس شود و مدام روی دست بسته شود، ممکن است شکل آن تغییر کرده و ظاهر جذاب و مجلل خود را از دست بدهد!

طراحی ساعت هوشمند جدید شیائومی تا حدی شبیه به اپل واچ است. بسیاری از مردم ساعت مچی شیائومی را به دلیل طراحی ضخیم آن دوست ندارند؛ درست است که ضخامت MiWatch شیائومی از Apple Watch یا Amazfit GTS بیشتر است و ضخامت حدود 12.3 میلی متر دارد، اما این ساعت هوشمند روی مچ دست ظاهر قابل قبولی دارد. اندازه قسمت اصلی این ساعت 44.7 در 36.9 میلی متر و وزن آن تنها 44 گرم است.

نمایشگر
سامسونگ برای گلکسی واچ 3 از بهترین و جدیدترین تکنولوژی نمایشگر استفاده کرده است؛ صفحه گرد با فناوری Super AMOLED ساخته شده و دارای 1.4 اینچ است. حدود 30 درصد از قاب این ساعت را صفحه‌نمایش آن تشکیل می‌دهد. تراکم پیکسلی 364 گلکسی واچ 3 تماشای تصاویر و اطلاعات در این نمایشگر را منحصربه‌فرد خواهد کرد. گلکسی واچ مذکور از ویژگی نمایشگر همیشه روشن پشتیبانی می‌کند که به شما امکان این را می‌دهد که اطلاعات زمان و تاریخ را همیشه در دسترس داشته باشید. در مورد محافظ صفحه نیز باید گفت که این اسمارت واچ از گوریلا گلس DX بهره می‌برد و در برابر خط‌وخش‌های جزئی مقاومت خوبی دارد و با استفاده از محافظ شیشه می‌توانید امنیت نمایشگر ساعت خود را حتی بیشتر کنید!

نکته جالب در مورد گلکسی واچ 3 این است که در اطراف نمایشگر این ساعت یک حلقه وجود دارد که با چرخش دایره‌ای باعث می‌شود بدون لمس کردن صفحه‌های داخلی و جابجایی بین حالت‌ها و عملکردهای مختلف گلکسی واچ، حالت را حرکت داده یا تغییر دهید. این حلقه چندین مزیت دارد؛ به عنوان مثال به دلیل تفاوت سطح با صفحه‌نمایش، از ضربه‌های احتمالی روی صفحه جلوگیری می‌کند، اما همین تفاوت در سطح باعث می‌شود که هنگام کار با ساعت و لمس آن، انگشت شما به این لبه‌ها گیر کند.

شیائومی می واچ استاندارد مجهز به نمایشگر 1.78 اینچی AMOLED با رزولوشن 368 در 448 است که تراکم پیکسلی 326 پیکسل بر اینچ را ارائه می‌دهد و با روشنایی 450 نیت صفحه کیفیت تصویر فوق‌العاده‌ای را ارائه می‌دهد. طراحی مربع شکل نمایشگرMi Watch با پشتیبانی از فناوری Always-On Display شما را همراهی می‌کند تا برای تماشای اطلاعات روی صفحه نیاز نباشد روی دکمه خاصی مانند دیگر مدل‌های اسمارت واچ‌های شیائومی کلیک کنید.

در سمت راست این ساعت هوشمند شاهد یک دکمه فشاری و دکمه معمولی هستیم که به شما امکان این را می‌دهد بین منوها حرکت کرده و به راحتی از بالا به پایین یا عقب حرکت کنید، همچنین می‌توانید با فشار دادن دکمه گزینه‌های مورد نظر خود را انتخاب کرده یا وارد نرم‌افزار شوید. با این حال، شما همچنان می‌توانید از صفحه لمسی این ساعت برای تغییر بین منوها استفاده کنید. شیائومی در نسخه استاندارد این ساعت از یک قاب آلومینیومی مات استفاده کرده است و گوریلا گلس 3 وظیفه حفاظت از نمایشگر را برعهده دارد.

تأمین انرژی و باتری
شرکت سامسونگ از باتری لیتیوم یون 340 میلی‌آمپرساعتی برای گلکسی واچ 3  استفاده کرده است. در مورد عملکرد شارژ، باید گفت که اگر همه سنسورهای این ساعت فعال باشند، به مدت 2 روز می‌تواند شارژدهی داشته باشد. اما اگر از سنسورهای گلکسی واچ 3 به طور بهینه استفاده کنید، می‌تواند 3 روز و نیم و حتی 4 روز شما را همراهی کند. در آن طرف رینگ کمپانی شیائومی از یک باتری قدرتمند 570 میلی آمپر ساعتی برای نسخه استاندارد Mi Watch استفاده می‌کند که می تواند به طور مداوم به مدت 1.5 تا 2 روز با یک بار شارژ روشن باشد.

این اسمارت واچ همچنین با حالت بهینه مصرف باتری فقط زمان را روی نمایشگر ساعت نشان می‌دهد به لطف این قابلیت عمر باتری به چیزی حدود 7 روز یا بیشتر می‌رسد. ساعت هوشمند شیائومی از چهار پایه شارژ مغناطیسی استفاده می‌کند؛ همچنین دو ساعت زمان میبرد تا باتری ساعت به طور کامل شارژ شود. در قسمت داخلی این ساعت یک آداپتور، کابل و پایه مخصوص شارژ وجود دارد که با تماس پین‌های پشت ساعت با پین‌های شارژر شروع به شارژ می‌کند.

حسگرها و قابلیت‌ها
وجود سنسورهایی مانند شتاب سنج، ژیروسکوپ، مانیتور ضربان قلب، فشار خون و GPS و … نشان می‌دهد که سامسونگ سعی کرده هر آنچه را که کاربر نیاز دارد در یک ساعت قرار دهد. این سنسورها زمانی جذاب می‌شوند که گلکسی واچ 3 از 54 مدل ورزشی پشتیبانی می‌کند و با کمک این سنسورها می‌تواند عملکرد ورزشی شما را به طور دقیق تحلیل کند. شاید برای شما جالب باشد که ساعت شما می‌تواند نوار قلب یا حتی میزان اکسیژن خون شما را اندازه‌گیری کند.

نکته جالب که گلکسی واچ 3 از آن پشتیبانی می‌کند برنامه strava است. می‌توانید از این نرم‌افزار برای داشتن فعالیت‌های ورزشی بدون همراه داشتن تلفن خود استفاده کنید و وقتی ساعت را به گوشی خود وصل می‌کنید، تمام اطلاعات مربوط به فعالیت‌های ورزشی در این نرم‌افزار قرار می‌گیرد که فرصت‌ها و چالش‌های روزانه جذابی را در اختیار شما قرار می‌دهد.

ساعت هوشمند شیائومی هم به سنسورهای شتاب‌سنج، ژیروسکوپ، ضربان قلب‌سنج، فشارسنج، قطب‌نما، SpO2 مجهز شده است. البته این ساعت به صورت کامل از زبان انگلیسی پشتیبانی نمی‌کند و ممکن است گاهی یافتن این موارد برایتان دشوار باشد. اگر در صفحه اصلی  ساعت به سمت راست اسکرول کنید، دستیار صوتی، یادآور و تقویم نمایش داده می‌شود. اگر به سمت چپ اسکرول کنید، ضربان قلب، گام شمار، پیش بینی آب و هوا و Mi Home مشاهده می‌شود. به وسیله Mi Home می‌توانید ابزارهای دیگر را با ساعت خود کنترل نمایید که بسیار کاربردی به نظر می‌رسد. در نهایت نیز منویی برای تنظیمات سریع وجود دارد که شامل نمایش وضعیت بلوتوث، Wi-Fi ، زمان و شارژ باتری است و همچنین می‌توانید به حالت هواپیما، حالت مزاحمت، چراغ قوه، قفل صفحه و منو با تنظیمات دسترسی داشته باشید. در نهایت، دکمه فیزیکی در سمت راست ساعت منوی حالت ورزش را باز می‌کند. در حال حاضر در مجموع 9 حالت تمرین در دسترس است.

سخت‌افزار
در بخش سخت‌افزار باید گفت که ساعت هوشند سامسونگ از بلوتوث نسخه 5 پشتیبانی می‌کند و با قرار دادن کلیه ویژگی‌های آخرین نسخه بلوتوث می‌توانید ساعت را به گوشی و هدفون بی‌سیم خود متصل کنید، این ساعت هوشمند از 8 گیگابایت حافظه داخلی پشتیبانی می‌کند. این دو ویژگی باعث می‌شود که تلفن‌همراه خود را برای ورزش با خود نبرید. فقط هدفون خود را به گلکسی واچ 3 متصل کرده و از گوش دادن به موسیقی داخل ساعت لذت ببرید. این ساعت همچنین دارای بلندگو و میکروفون است که از طریق آن می‌توانید موسیقی را مستقیماً از ساعت پخش کنید. با ساعت هوشمند مذکور می‌توانید مستقیم و با کیفیت بالا صحبت کنید و نیازی به هدفون ندارید که همیشه با شما صحبت کند!

ساعت هوشمند شیائومی هم از بلوتوث 5 پشتیبانی می‌کند، برای اتصال تماس‌ها می‌توانید از بلوتوث استفاده کنید. پس از همگام‌سازی ساعت با تلفن هوشمند خود، می‌توانید به تمام مخاطبین دسترسی داشته باشید و با هر مخاطب تماس بگیرید و صحبت کنید، همچنین می‌توانید به راحتی به تماس‌های دریافتی پاسخ دهید. این اسمارت واچ مجهز به 8 گیگابایت حافظه داخلی و بلندگوی داخلی است. با این حال، کاربر نمی‌تواند موسیقی یا فیلم را به آن منتقل کند زیرا پورت USB  وجود ندارد.

نبرد برترین‌ها؛ شما بگویید آیفون 13 پرو مکس یا گلکسی زد فولد 3

در این مطلب می‌خواهیم با مقایسه مشخصات فنی و قابلیت‌های گوشی سامسونگ گلکسی زد فولد 3 با آیفون 13 پرو مکس بپردازیم. بهترین آیفون 2021 آیا بهترین گوشی بازار نیز هست؟ دادن پاسخ قطعی به این سوال کمی دشوار است. به همین خاطر با مقایسه برترین نماینده‌ی کوپرتینویی‌ها با پرچم‌دار دنیای اندرویدی حدودی به پاسخ نزدیک خواهیم شد. پس از مقایسه آیفون 13 پرو مکس با گلکسی اس 22 اولترا در سامسونگ سنتر، حالا نوبت به گوشی تاشو اندرویدی غول کره‌ای رسیده که در برابر نماینده iOS قد علم کرده است. درست است که گلکسی زد فولد 3 به یک دسته‌بندی کاملاً مجزا و متفاوت از گوشی‌ها تعلق دارد؛ اما محبوبیت روزافزون آن موجب شده که کاربران پرچم‌دار تاشو سامسونگ را برای خرید انتخاب کنند و به همین خاطر برای این رقابت انتخاب شده است.

طراحی
گلکسی زد فولد 3 تاشو سامسونگ طراحی کاملاً متفاوت و نوآورانه‌ای دارد؛ اما اگر به دنبال یک گوشی سبک، باریک و جمع‌وجور هستید آیفون 13 پرو مکس می‌تواند گزینه ایده‌آل شما باشد. آیفون 13 پرو مکس علاوه بر شیک و خاص بودن از کیفیت ساخت بهتری هم برخوردار است. در این گوشی هوشمند از سرامیک شیلد در کنار قاب فولادی ضدزنگ استفاده شده و دارای گواهینامه‌ IP68 است که مقاومت در برابر گرد و غبار و آب تا عمق 6 متر را تضمین می‌کند. زمانی‌که گلکسی زد فولد 3 را می‌بندید با یک گوشی جمع و جور مواجه می‌شوید؛ اما مشکل ضخامت بالای آن در این حالت است. پنل پشتی نماینده‌ی تاشو شرکت کره‌ای از شیشه است و فریمی آلومینیومی نیز آن را در برگرفته است. علاوه بر این مهندسین سامسونگ توانسته‌اند در یک اقدام قابل‌توجه گواهی IPX8 را برای مقاومت در برابر نفوذ آب برای این گوشی به دست آورند.

نمایشگر
جذاب‌ترین گوشی از نظر صفحه‌نمایش به طور طبیعی گلکسی زد فولد 3 است. گوشی پرچم‌دار سامسونگ با یک پنل تاشو به قطر 7.6 اینچ و رزولوشن Quad HD پلاس همراه شده است و همچنین از نرخ نوسازی 120 هرتز و گواهینامه HDR10 پلاس پشتیبانی می‌کند. این پنل دقت رنگ فوق‌العاده بالایی دارد و در کنار رزولوشن بالا تجربه کاربری روان را هم برای شما به ارمغان می‌آورد؛ شاید مهم‌ترین مزیت این نمایشگر بزرگ را بتوان تبدیل کردن Z Fold 3 به یک تبلت دانست.

غول کره‌ای برای گوشی تاشو جدیدش سنگ تمام گذاشته است. دلیل این موضوع این است که Galaxy Z Fold 3 سامسونگ از قلم اس-پن مانند سری گلکسی نوت سامسونگ برای دست‌خط و طراحی پشتیبانی می‌کند. همچنین ناگفته نماند که کاربر می‌تواند در حالت بسته از دومین نمایشگر خارجی با قطر 6.2 اینچ استفاده کند. اگرچه نمایشگر کلگسی زد فولد 3 جذابیت خاصی دارد؛ اما آیفون 13 پرو مکس همچنان یکی از بهترین نمایشگرها را از نظر کیفیت تصویر ارائه می‌دهد.

نرم‌افزار و سخت‌افزار
گلکسی زد فولد 3 و آیفون 13 پرومکس گوشی‌های شاخصی با سخت‌افزار درجه یک هستند. در این بخش نماینده پرچم‌داران اپل به لطف استفاده از تراشه قدرتمند A15 بیونیک با بیشینه فرکانس 3.22 گیگاهرتز عملکرد بهتری در مقایسه با رقیب کره‌ای خود دارد. علاوه بر این شما با انتخاب Iphone 13 Pro Max، می‌توانید حافظه داخلی بیشتری نیز دریافت کنید، زیرا این گوشی هوشمند در نسخه‌های مختلف می‌تواند تا 1 ترابایت حافظه ذخیره‌سازی داخلی را برای شما به ارمغان آورد.

البته فراموش نکنید گلکسی زد فولد 3 سامسونگ به لطف پلتفرم موبایل اسنپدراگون 888 کوالکام و 12 گیگابایت رم هنوز یکی از بهترین پرچم‌داران است؛ تفاوت عملکرد این دو گوشی تنها در چند سناریو مشهود است. در بخش نرم‌افزاری و سیستم‌عامل آیفون 13 پرو مکس از iOS 15 استفاده می‌کند، در حالی‌که گلکسی زد فولد 3 سامسونگ براساس اندروید 11 طراحی شده است.

دوربین
روی کاغذ، امکان دارد این‌گونه به نظر برسد که Galaxy Z Fold 3 و Iphone 13 Pro Max هر دو از دوربین‌های مشابهی بهره می‌برند؛ اما حقیقت این است که از لحاظ کیفیت عکاسی و کیفیت فیلم‌برداری ارائه شده توسط آیفون 13 پرو مکس نسبت به گلکسی Z Fold 3 سامسونگ برتر است. هرچند که گلکسی زد فولد 3 نیز رقیبی دست و پا دار در این زمینه نیست ولی از دوربین بسیار خوبی بهره می‌برد.

باتری
آیفون 13 پرو مکس اپل اگرچه از ظرفیت باتری کمتری نسبت به رقیب خود بهره می‌برد؛ اما در عوض عمر باتری آن بیشتر است زیرا اجزای این گوشی‌ هوشمند و سیستم‌عامل آن مصرف انرژی کمتری دارند. علاوه بر این، گلکسی زد فولد 3 هم دارای نمایشگر داخلی بسیار بزرگی است که در صورت باز شدن به اندازه صفحه‌نمایش یک تبلت گسترده می‌شود و از سوی دیگر دارای نمایشگر ثانویه و خارجی نیز هست که آن هم صفحه‌نمایش کوچکی نیست.

البته باید اضافه کنیم بیش از آن‌که قضاوت شود که کدام یک از دو گوشی بهتر هستند باید ببینید که کدام یک از این دو تلفن همراه بیشتر می‌توانند برای شما کارایی داشته باشند. بدون شک اگر به صفحه‌نمایش بسیار بزرگ نیاز داشته باشید Iphone 13 Pro Max نمی‌تواند نمایشگری به بزرگی و گستردگی Galaxy Z Fold 3 سامسونگ در اختیار شما قرار دهد. گلکسی زد فولد 3 می‌تواند بهره‌وری پیشرفته‌تر و تجربه چند رسانه‌ای را ارائه دهد، اما مشخصات آیفون 13 پرو مکس جالب‌تر است. ضمن این‌که نماینده پرچم‌دار تاشو سامسونگ نیز احتمال دارد نتواند کیفیت بی‌نظیر عکس و فیلم آیفون پرو مکس را به شما هدیه کند. انتخاب شما کدام گوشی هوشمند است؟

مقایسه گلکسی A22 و گلکسی A32 سامسونگ؛ رقابت میان‌رده‌های جذاب

با توجه به وضعیت اقتصادی نامطلوب و گرانی در ایران، خرید گوشی‌های پرچم‌دار عملاً برای اکثر مردم آرزویی بیش نیست و مردم مجبور هستند برای رفع نیاز خود به گوشی‌های میان‌رده روی بیاورند. مقایسه گلکسی A22 و گلکسی A32 سامسونگ یکی از سوالات پرتکرار دنیای موبایل به حساب می‌آید. گوشی‌های میان‌رده سری A سامسونگ از معدود گوشی‌های اقتصادی جذاب در بازار است که با بکارگیری پردازنده قوی‌تر در این سری کمتر با اعصاب خریدار بازی می‌کند. گوشی‌های سری A مقرون‌به‌صرفه سامسونگ شامل مدل‌های بسیار زیادی هستند که هر کدام بسته به کیفیت و قیمت، خدمات متفاوتی را ارائه می‌دهند. در سری‌های میان‌رده شما نباید انتظار بسیار زیادی از عملکرد و کیفیت گوشی همراه داشته باشید، چون این تلفن‌های همراه برای رقابت در رده میانی تولید شده‌اند. این شرکت در تولید انواع گوشی‌ها تخصص دارد و می‌توان گفت که یک سروگردن بالاتر از گوشی‌های سایر تولیدکننده در رده خود است.

گوشی‌های میان‌رده گلکسی A32 و گلکسی A22 به ترتیب در ماه‌های فوریه و ژوئن سال 2021 به بازار عرضه شدند و به سرعت در دل طرفداران جا باز کردند. هر دوی این گوشی‌های اقتصادی به دلیل امکانات فراوان و قیمت مناسب، از سوی طرفداران مورد توجه قرار گرفتند اما آیا واقعاً ارزش خرید دارند؟

مقایسه طراحی گلکسی A22 و گلکسی A32
در بخش ظاهر گلکسی A32 و گلکسی A22 هر دو از طراحی دل‌نشین و چشم‌نوازی برخوردار هستند و بارنگ‌های متفاوت و شگفت‌انگیز نظر هواداران را به خود جلب می‌کنند. گلکسی A32 با رنگ‌های سفید، مشکی، آبی و بنفش به بازار عرضه شده و گلکسی A22 در رنگ‌های سفید، سیاه، قرمز، زرد و سبز به فروش می‌رسند که رنگ‌بندی فوق‌العاده‌ای در مقایسه با گلکسی A32 به حساب می‌آید. در بخش پنل پشتی هر دو گوشی از 4 دوربین ولی با طراحی متفاوت استفاده می‌کنند، چینش دوربین‌های گلکسی A32 به صورت خطی است که 3 دوربین به صورت پشت سر هم و عمودی قرار گرفته‌اند و یک دوربین و فلش هم در کنارشان تعبیه شده است. در حالی که در طرف مقابل دوربین‌ها در گلکسی A22 به صورت مربعی کنار هم قرار گرفته‌اند. متریال مورد استفاده در پنل پشتی هر دو گوشی میان‌رده پلاستیک براق با مقاومت نسبی در برابر خط‌وخش است که برای یک تلفن‌همراه اقتصادی قابل‌قبول به حساب می‌آید.

هر دو گوشی هوشمند اقتصادی از اسکنر اثر انگشت بهره می‌برند اما با یک تفاوت؛ گلکسی A32 با داشتن in-display fingerprint سرعت کمتری نسبت به گلکسی A22 که بر روی دکمه پاور تعبیه شده و حسگری دقیق‌تر و سریع‌تر به حساب می‌آید دارد. از جانب باز شدن قفل با استفاده از اثر انگشت گلکسی A22 برنده‌ی میدان است.

در بخش پنل جلویی شاهد یک نمایشگر تمام صفحه‌ با یک دوربین سلفی در قسمت بالایی صفحه‌نمایش با طراحی ساده سری‌های میان‌رده A هستیم. هر دو گوشی هوشمند ابعاد 6.25 اینچی دارند و فرق زیادی از لحاظ اندازه ندارند. فقط گلکسی A32 با اختلاف 0.01 اینچی با رقیب خود، 1 گرم سبک‌تر بوده و وزن 184 گرمی را برای خود ثبت کرده است.

مقایسه نمایشگر گلکسی A22 و گلکسی A32
نمایشگر بین گوشی‌های میان‌رده یکی از جذاب‌ترین بخش‌های مقایسه است اما باید بگوییم این دو گوشی اقتصادی از جانب صفحه‌نمایش جای بحث زیادی ندارند. هر دوی این گوشی‌ها از نمایشگر Super AMOLED بهره می‌برند که نرخ نوسازی تصویر 90 هرتزی را به خریدار ارائه می‌دهند که برای یک گوشی میان‌رده عالی محسوب می‌شود. نکته بعدی که گلکسی A32 را بالاتر از گلکسی A22 قرار می‌دهد، روشنایی 800 نیت است که به عبارتی 200 نیت بالاتر از گوشی A22 است.

در بحث تراکم پیکسلی نیز A32 علیرغم یکی بودن نمایشگر، تراکم پیکسلی 411 پیکسل در هر اینچ دارد که در مقابل 274 پیکسل در اینچ گلکسی A22 اگرچه تفاوت کمی در کیفیت تصویر دارد اما برنده مطلق این مقایسه است. از نظر کیفیت و کار با نمایشگر باید بگوییم که هر دو عملکرد روان و سریعی دارند، اما A32 با تراکم پیکسلی بالاتر کیفیت بهتری ارائه می‌کند. تصاویر در A32 شفافیت بیشتری دارند و همین عامل سبب برتری نسبی این گوشی در مقابل برادر کوچکتر خود می‌شود.

مقایسه سخت افزار گلکسی A22 و گلکسی A32
در بخش مقایسه سخت افزار باید بگوییم که هر دو گوشی میان‌رده از تراشه 12 نانومتری Mediatek Helio G80 بهره برده‌اند که با توجه به آمارها و نظرسنجی‌ها نمره قابل قبولی کسب کرده است. گلکسی A32 با داشتن رم 6 گیگابایتی عملکرد بهتری نسبت به گلکسی A22 با 4 گیگابایت رم داشته و طبق نظرسنجی‌ها رضایت بیشتری را جلب کرده است. وجود پردازنده مرکزی 8 هسته‌ای در هر دو گوشی عاملی است که باعث شده این دو گوشی میان‌رده تمامی فرامین را به شکل بسیار دقیق و با سرعت بالا دریافت کنند و پاسخ مناسب را به آن بدهند.

طبق آزمایش‌های انجام شده اگر برای گیمینگ از این گوشی‌ها استفاده می‌کنید، نباید انتظار گرافیک بالا به مدت طولانی در بازی داشته باشید. اما اگر با گرافیک‌های پایین‌تر بازی کنید از روان بودن و در عین حال داغ نکردن گوشی خود می‌توانید مطمئن باشید و از بازی لذت ببرید. علاوه بر این تراشه Mediatek Helio G80 در واقع یک چیپست قابل‌قبول برای گیمینگ به حساب می‌آید و شما به هیچ وجه نباید برای عملکرد نگران باشید. به دلیل داشتن صفحه‌نمایش بهتر گوشی A32 سامسونگ برای گیمینگ مناسب‌تر بوده ولی تفاوت چندان محسوسی با برادر کوچکتر خود ندارد.

تجربه نشان داده گوشی‌های میان‌رده به طور متوسط بعد از یک یا دو سال استفاده مستمر کارایی خود را از دست می‌دهند، اما این قضیه در مورد گلکسی A32 و گلکسی A22 سامسونگ کمی فرق دارد. طبق بررسی‌ها اکثر خریداران اولیه این دو گوشی هنوز لگ و یا اشکالی در این تلفن‌های ‌همراه مشاهده نکرده‌اند و از خرید خود کمال رضایت را دارند.

مقایسه دوربین گلکسی A22 و گلکسی A32
رسیدیم به جذاب‌ترین بخش مقایسه که مربوط به بحث دوربین می‌شود و قطعاً یکی از عوامل مفید در انتخاب گوشی به حساب می‌آید. کوچکترین تفاوت در دوربین‌ها باعث عوض شدن نظر خریدار راجع‌به گوشی می‌شود. از جانب دوربین گلکسی A32 یک سروگردن بالاتر از گلکسی A22 قرار دارد و بزرگترین تفاوت این دو گوشی میان‌رده در بخش دوربین آن‌ها است.

گلکسی A32 سامسونگ مجهز به 4 دوربین واید، اولترا واید، ماکر و سنجش‌عمق است که ترکیب این دوربین‌ها موجب خلق عکس‌ها و فیلم‌های جذاب می‌شود. دوربین واید این گوشی 26 میلی‌متری 64 مگاپیکسل است و بازشوندگی دریچه دیافراگم f/1.8 را دارا است. یک دوربین اولتراواید 8 مگاپیکسلی با پوشش 123 درجه‌ای تصویر، وظیفه گرفتن عکس‌های اولترا واید را برعهده دارد. هر دو دوربین ماکرو و سنجش‌عمق نیز 5 مگاپیکسلی با بازشوندگی دیافراگم f/2.4 هستند.

گلکسی A22 هم از 4 دوربین اصلی بهره برده است اما با آماری ضعیف‌تر از برادر بزرگ‌تر خود قرار دارد. دوربین اصلی و واید گوشی مذکور 48 مگاپیکسل با بازشوندگی دریچه دیافراگم f/1.8 است. در بخش دوربین اولترا واید هر دو گوشی مشخصات مشترکی دارند و از یک دوربین 8 مگاپیکسلی با بازشوندگی دریچه دیافراگم f/2.2 استفاده می‌کند و پوشش 123 درجه‌ای تصویر دارد. اما در بخش دوربین ماکرو و سنجش‌عمق از دو دوربین 2 مگاپیکسلی استفاده شده که گشودگی دریچه دیافراگم f/2.4 دارند.

بزرگترین تفاوت در این دو گوشی میان‌رده در بخش دوربین‌های سلفی است؛ گلکسی A32 از یک دوربین سلفی 20 مگاپیکسلی که درست در وسط قسمت بالایی نمایشگر تعبیه شده استفاده می‌کند و بازشوندگی دریچه دیافراگم این دوربین f/2.2 است. در آن طرف رینگ گلکسی A22 از یک دوربین سلفی 13 مگاپیکسلی با بازشوندگی دریچه دیافراگم f/2.2 استفاده کرده است که کیفیت کمتری را به کاربر القا می‌کند. اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم گلکسی A32 با داشتن دوربین‌های قوی‌تر عکس‌ها و فیلم‌هایی با وضوح بسیار بالا به ثبت می‌رساند. فوکوس و دقت دوربین این گوشی میان‌رده به مراتب خیلی بالاتر از برادر کوچکتر خود یعنی A22 است و همین امر سبب می شود که شاهد ثبت عکس‌های پرتره با کیفیت‌تر باشیم. تصاویر تیره‌تر و دقت کمتر از نقاط ضعف اصلی گلکسی A22 به شمار می‌آید. هر دو نماینده میان‌رده سامسونگ قادر به فیلم‌بردای fps 30@1080 در دوربین اصلی و سلفی هستند و نیاز روزمره شما برای فیلم‌برداری را رفع می‌کنند.

مقایسه باتری گلکسی A22 و گلکسی A32
تلاش کمپانی سامسونگ در تولید گوشی‌های میان‌رده بر این است که با کاهش امکانات هزینه‌ها را کاهش دهد. یکی از مواردی که طرفداران را جذب می‌کند استفاده از یک باتری با ظرفیت زیاد در این گوشی‌های میان‌رده می‌باشد. هر دوی این گوشی‌های اقتصادی از یک باتری 5000 میلی‌آمپرساعتی استفاده می‌کنند که یک باتری بسیار پرقدرت و با عمر بالا است. این کمپانی با این کار عملاً دست و پای رقبای کوچکتر را بسته است و کمتر شرکتی دست به چنین کاری در دستگاه‌های میان‌رده خود می‌زند. نگهداری باتری گلکسی A32 سامسونگ در حال استفاده از وای‌فای چیزی در حدود 17 ساعت و 49 دقیقه است. این عدد برای گلکسی A22 هم صدق می‌کند و هر دو گوشی از نظر عمر باتری برابر هستند. از نکات منفی این گوشی‌های میان‌رده می‌توان به ضد آب نبودن آن‌ها اشاره کرد؛ در دوره‌ای که گرانی حکم‌فرماست باید تلاش کنید تلفن‌همراه را دور از آب نگهداری کنید تا ضرر مالی زیادی متحمل نشوید. فریم پلاستیکی به کار رفته در این گوشی‌های میان‌رده احتمال افتادن را زیاد می‌کند توصیه ما برای شما استفاده از قاب‌های محافظتی برای جلوگیری از افتادن خط و خش روی گوشیتان است.

جمع‌بندی
از همه لحاظ گوشی‌های میان‌رده گلکسی A32 و گلکسی A22 عملکرد یکسانی دارند. یعنی اگر شما دوربین و تراکم پیکسلی را فاکتور بگیرید، تفاوت چشم‌گیری مشاهده نخواهد شد. هر دو گوشی در نظرسنجی‌ها بهترین نظرات را دریافت کرده‌اند و شکی در فوق‌العاده بودن آن‌ها نیست. اما اگر شما کیفیت دوربین و جزئیات عکس‌ها برایتان امری ضروری است حتماً گلکسی A32 سامسونگ را برای خرید انتخاب کنید؛ اما اگر دوربین گوشی برایتان اهمیت زیادی ندارد پیشنهاد ما به شما گلکسی A22 با قیمت منطقی‌تر است. از وقتی که شرایط اقتصادی رو به افول بوده گوشی‌های میان‌رده فروش بهتری را در ایران تجربه کرده‌اند. به این دلیل که اکثریت جامعه توان خرید پرچمداران دنیای تکنولوژی را ندارند.

مقایسه‌ی گلکسی A52 با آیفون SE 2020؛ رقابت کوپرتینویی و غول کره‌ای!

در این مطلب به مقایسه‌ی گلکسی A52 با آیفون SE 2020 میپردازیم تا ببینیم در نهایت کدام یک از این دو گوشی با یک محدوده‌ی قیمت به عنوان یک میان‌رده گزینه‌ی خوبی برای خرید هستند. گوشی میان‌رده گلکسی A52 به عنوان جانشین گلکسی A51 رونمایی شد. دستگاهی که در بررسی مشخصات آن به این نتیجه رسیدیم که در مجموع، اگر بهترین گزینه نباشد قطعاً یکی از بهترین میان‌رده‌هایی است که تا کنون تولید شده است. کمپانی سامسونگ برای گوشی‌های میان‌رده سری گلکسی A خود سنگ تمام گذاشته و دیگر مثل سابق یک میان‌رده با ویژگی‌های میان‌رده نیستند، بلکه یک‌سری قابلیت خوب از پرچم‌دارها را به ارث برده‌اند. گلکسی A52 از نمونه‌های بارز این سری است که از نمایشگر 90 هرتزی با پنل AMOLED، دوربین مجهز به لرزشگیر اپتیکال، اینترنت 5G و بسیاری قابلیت‌های خوب دیگر بهره می‌برد.

آیا گلکسی A52 سامسونگ میان‌رده‌ای است که ارزش خرید بالایی داشته باشد؟ در بررسی‌هایی که از این گوشی انجام شد پاسخ ما به این سوال مثبت است. اما اگر در مقایسه با دستگاه دیگری بخواهیم در نظر بگیریم شاید اوضاع کمی فرق داشته باشد. در این محدوده‌ی قیمتی در دنیای کوپرتینویی‌ها شاهد یک گوشی هستیم که طراحی قدیمی دارد اما سال گذشته راهی بازار شده است؛ آیفون SE 2020 که اپل آن را با پردازنده‌ای پرچم‌دار و تمام ویژگی‌های یک میان‌رده راهی بازار کرده است. آیفون SE 2020 توانست در کنار آیفون 11، یکی از پرفروش‌ترین گوشی‌های اپل لقب بگیرد. اگرچه در بخش باتری این گوشی کمی ضعف دارد اما نمی‌توان عملکرد فوق‌العاده آن را نادیده گرفت.

سامسونگ و اپل با تولید این دو گوشی اقتصادی ظاهرا دو دنیای متفاوت را هدف قرار داده‌اند. اگرچه جفت گوشی‌ها به عنوان میان‌رده به فروش می‌رسند اما گلکسی A52 بیشتر برای آن دسته از کاربرانی مناسب است که به تماشای محتوای تصویری و انجام بازی‌ها علاقه‌مند هستند. از طرف دیگر آیفون SE با ابعاد کوچک و طراحی قدیمی با این هدف تولید شده که کاربران بتوانند با یک دست به راحتی با دستگاهی کار کنند که از لحاظ قدرت سخت‌افزار حتی پرچم‌دارهای اندرویدی را هم در جیب خود می‌گذارد. چیپست A13 به کار رفته در آیفون SE 2020 شاید توان بالایی داشته باشد اما نباید انتظار داشته باشید با این گوشی بتوانید کارهایی را انجام دهید که نمی‌توان با پرچم‌دارهای اندرویدی انجام داد. فضای بسیار محدود و شلوغ، استفاده از باتری کوچک باعث شده این گوشی به هیچ عنوان نتواند از پتانسیلی که پردازنده‌ی قدرتمندش در اختیار قرار داده استفاده کند.

با گلکسی A52 شاید مجبور باشید با تنظیمات گرافیکی پایین بازی دلخواه خود را انجام دهید، اما با طول عمر باتری بالاتر مجبور نیستید چند بار در طول روز به خاطر استفاده‌ی سنگین این گوشی را شارژ کنید. به نظر می‌رسد در مجموع حتی آیفون SE هم نتواند رقیب خوبی برای گلکسی A52 باشد. هرچند برای آن دسته از کاربرانی که از اکوسیستم اپل استفاده می‌کنند و به محصولات این شرکت علاقه‌مند هستند آیفون انتخاب بهتری است. در ادامه به مقایسه‌ی جزئی گلکسی A52 و آیفون SE 2020 می‌پردازیم تا ببینیم آیا در عمل هم نماینده‌ی سامسونگ می‌تواند آیفون کوچک را پشت سر بگذارد یا برعکس این ماجرا اتفاق می‌افتد.

مقایسه‌ی طراحی و نمایشگر گلکسی A52 با آیفون SE 2020
اگر اندازه‌ی صفحه‌نمایش در خرید یک گوشی برایتان در اولویت قرار دارد بدون تردید گلکسی A52 را به عنوان دستگاهی که باید بخرید انتخاب کنید. چرا که در بخش نمایشگر آیفون SE تقریباً حرف خاصی برای گفتن ندارد. نمایشگر 6.5 اینچی نماینده‌ی سامسونگ با پنل AMOLED و نرخ بروزرسانی 90 هرتزی پشتیبانی می‌شود. اگر نسخه‌ی 5G این گوشی را خریداری کنید در کنار مزیت‌های بیشتر نمایشگر 120 هرتزی را هم خواهید داشت.

در آن طرف رینگ آیفون SE 2020 از پنل LCD بهره می‌برد که معمولاً پنل‌هایی که اپل در گوشی‌هایش استفاده می‌کند کیفیت خوبی دارند که SE هم از این قاعده مستثنی نیست. اما این صفحه‌نمایش تنها 4.7 اینچ دارد و برای آن دسته از کاربرانی که به تماشای فیلم و انجام بازی علاقه دارند توصیه نمی‌شود. اما اگر معتقد هستید ابعاد گوشی باید از 5 اینچ کمتر باشد، بنابراین آیفون SE را به‌عنوان خرید اول و آخر خود در نظر بگیرید چون گوشی جدیدی با این ابعاد تولید نشده است.

لازم به ذکر است بهره‌مندی از نمایشگر OLED تمام مزیت‌های این پنل را به همراه دارد که از جمله مهم‌ترین آن می‌توان به مصرف انرژی کمتر، نمایشگر همیشه روشن و مواردی از این دست اشاره کرد که در گلکسی A52 و نه آیفون SE 2020 شاهد آن‌ها هستیم. در بخش طراحی SE 2020 که مدرن نیست اوضاع کمی فرق می‌کند؛ دور تا دور نمایشگر این گوشی را حاشیه‌ی زیادی فرا گرفته است به گونه‌ای که این حس به شما دست می‌دهد که آیفون 8 سال 2017 را در دست گرفته‌اید. با این حال یک حس نوستالژی و کلاسیک وجود دارد که در کنار استفاده از آلومینیوم و شیشه در ساخت بدنه، باعث شده آیفون SE یکی از باکیفیت‌ترین میان‌رده‌های بازار باشد.

در طرف مقابل گلکسی A52 کاملاً پلاستیکی است. البته غول‌کره‌ای این گوشی را به گونه‌ای طراحی کرده که کاربر با در دست داشتن گوشی حس می‌کند از جنس فلز ساخته شده است. هرچند باز هم به خوبی بین این میان‌رده و یک پرچم‌دار با بدنه‌ای با کیفیت‌تر می‌توان تفاوت را متوجه شد. سامسونگ در این گوشی از حسگر اثرانگشت زیر نمایشگر استفاده کرده که به دلیل استفاده از پنل LCD، تعبیه‌ی آن در آیفون غیرممکن بود. در نتیجه هیچ هدررفتی در پنل جلویی گلکسی A52 مشاهده نمی‌شود و کاربر فقط صفحه را مشاهده می‌کند که با حواشی بسیار کمتری احاطه شده است.

در بخش پنل پشتی هم آیفون تنها یک دوربین دارد و یک فلش و لوگوی اپل که در مرکز گوشی قرار دارد. گلکسی A52 هم الهام گرفته از طراحی پرچم‌داران سری S21 در یک ماژول نسبتاً بزرگ، میزبان ۴ دوربین است که یک فلش هم آن‌ها را همراهی می‌کند؛ برند سامسونگ هم در پایین‌ترین بخش این پنل هک شده است. هر دو گوشی از طراحی کاملا ساده و زیبایی برخوردار هستند. زیبایی به سلیقه مربوط می‌شود که کاربران باید در رابطه با آن تصمیم بگیرند.

مقایسه دوربین گلکسی A52 با آیفون SE 2020 
اپل چه در رده‌ی پرچم‌دار و چه در بخش میان‌رده، خیلی طرفدار بازی با اعداد نیست و معمولا از این حیث گوشی‌هایی که در اختیار دارد به گونه‌ای هستند که با کمترین اعداد، بهترین عملکرد را از خود به نمایش می‌گذارند. اما می‌دانیم فاصله‌ی دوربین اصلی آیفون SE که ۱۲ مگاپیکسلی است با دوربین گلکسی A52 آن‌قدری زیاد نیست که بخواهیم بگوییم برنده‌ی بی چون و چرای این بخش نماینده‌ی کوچک اپل است. به همین خاطر دوربین‌های بیشتری که میان‌رده‌ی کره‌ای‌ها در اختیار دارد باعث می‌شود در مجموع، این رقابت به سود آن به پایان برسد. با این حال این چیزی بود که روی کاغذ به نظر می‌رسد. باید دید آیا در عمل واقعا نبود دوربین‌های بیشتر باعث کاسته شدن از جذابیت ویژگی‌های آیفون در بخش عکاسی و فیلم‌برداری می‌شود یا اینکه این گوشی ثابت می‌کند برای درخشش نیازی به در اختیار داشتن چند دوربین نیست.

گلکسی A52 در بخش دوربین اصلی مجهز به سنسور ۶۴ مگاپیکسل است که در رده‌ی گوشی‌های میان‌رده بسیار عالی است. به‌خصوص اینکه اکنون پشتیبانی از لرزشگیر اپتیکال هم به آن اضافه شده که در میان‌رده‌های دیگر به‌ندرت دیده می‌شود. وجود لرزشگیر اپتیکال باعث می‌شود عملکرد گوشی در ضبط ویدیو بسیار بهبود پیدا کند و در نور شب هم که گوشی برای ثبت تصاویری باکیفیت نیاز به ثبات دارد، تصاویر خوبی ثبت کند.

در کنار این دوربین شاهد حضور سنسوری ۱۲ مگاپیکسلی هستیم که به صورت فوق عریض عکاسی می‌کند. برای ثبت تصویر افقی یا هنری و زیبا، وجود دوربین فوق‌عریض اهمیت بالایی دارد که خوشبختانه گلکسی A52 از آن بهره‌مند است. دو سنسور دیگر گلکسی A52 دوربین‌های ۵ مگاپیکسلی ماکرو و سنجش عمق هستند که اولی برای ثبت تصاویر از فاصله بسیار نزدیک و دومی برای ثبت تصاویر پرتره به‌ کار میروند. دوربین سلفی این گوشی ۳۲ مگاپیکسل است که عملکرد خوبی هم دارد.

حالا نوبت به دوربین نماینده‌ی کوچک دنیای اپل یعنی آیفون SE 2020 رسیده است؛ ببینیم این محصول چه حرفی برای گفتن دارد. این گوشی میان‌رده یک دوربین ۱۲ مگاپیکسلی اصلی و یک دوربین سلفی ۷ مگاپیکسلی در اختیار دارد. عملکرد این دوربین‌ها، به خصوص دوربین اصلی فوق‌العاده پایدار و چیزی فراتر از حد انتظار است. این موضوع را در نظر بگیرید که یک محصول ۴٫۷ اینچی کوچکی درون جیب شماست که هنگام عکاسی و فیلم‌برداری می‌تواند بهترین عملکرد را در اختیارتان قرار دهد. هیجان‌انگیز‌تر اینکه این دوربین از لرزشگیر اپتیکال هم بهره می‌برد اما متأسفانه خبری از حالت شب در آن نیست.

فیلم‌برداری
در بخش فیلم‌برداری هر دو گوشی به لطف لرزشگیر اپتیکالی که دارند عملکرد بسیار خوبی از خود به نمایش می‌گذارند. البته لرزشگیر آیفون اندکی بهتر است اما در نمایش رنگ‌ها، جزئیات، گستره‌ی دینامیکی عملکرد گلکسی A52 با آیفون SE 2020 تا حد زیادی برابر است.

عملکرد نرم‌افزاری و سخت افزاری
در بخش سخت افزار گلکسی A52 در مدل 4G از پردازنده‌ی اسنپدراگون 720G بهره می‌برد. این پردازنده در دسته‌ی میان‌رده‌ها قرار دارد و از لحاظ قدرت پردازشی و گرافیکی به شکل نامحسوسی از اسنپدراگون ۷۳۰ بهتر است. بنابراین نباید انتظار داشته باشید بهترین عملکرد را داشته باشد اما به لطف بهره‌مندی از هشت هسته با فرکانس ۲٫۲ گیگاهرتز به‌راحتی می‌تواند از پس کارهای روزمره برآید. مدل 5G هم از پردازنده‌ی قدرتمندتر اسنپدراگون 750G بهره می‌برد که آن هم یک میان‌رده به حساب می‌آید.

بدون شک نماینده کوپرتینویی‌ها، آیفون SE 2020 در این بخش با اختلاف بسیار زیادی گلکسی A52 را پشت سر می‌گذارد. تراشه‌ی قدرتمند A13 که قلب تپنده‌ی سری آیفون ۱۱ را تشکیل می‌دهد با ۶ هسته با فرکانس ۲٫۶۵ گیگاهرتز از پس قدرتمندترین پردازش‌ها و بازی‌های سیستم‌عامل iOS برمی‌آید. این قدرت زیاد یک باتری با ظرفیت بالا هم می‌طلبد که در این بخش آیفون SE ناامیدکننده ظاهر می‌شود. بنابراین شاید بتوانید برای ساعاتی محدود از قدرت آن لذت ببرید اما این تجربه‌ی لذت‌بخش تداوم ندارد.

آیفون SE 2020 در تمام فعالیت‌های پردازشی و گرافیکی اعم از عملکرد در بازی‌ها، ویرایش ویدیو، انجام کارهای روزمره با فاصله‌ی زیادی از گلکسی A52 ایستاده است. البته گلکسی A52 هم عملکرد خوبی دارد اما وقتی فعالیت‌های سنگین‌تر به میان می‌آیند ضعف سخت‌افزاری نمایان می‌شود. گلکسی A52 در مدل پایه‌ی خود به ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی داخلی و پشتیبانی از کارت حافظه‌ی جانبی باعث شده کاربر هیچ نگرانی از بابت اتمام حافظه نداشته باشد. از طرفی آیفون SE 2020 در مدل پایه‌ی خود به ۶۴ گیگابایت حافظه‌ی داخلی مجهز شده و از کارت حافظه‌ی جانبی هم پشتیبانی نمی‌کند.

در بخش نرم‌افزار شاهد حضور اندروید ۱۱ به‌طور پیش‌فرض برای گلکسی A52 هستیم که احتمالاً به مدت ۳ سال به سیستم‌عامل جدید پشتیبانی می‌شود و این یعنی با اندروید ۱۴ به کار خود پایان خواهد داد. به مدت ۴ سال هم انتظار می‌رود برای این گوشی آپدیت امنیتی ارسال شود.

در طرف مقابل آیفون کار خود را با iOS 13 آغاز کرده است و تا ۵ سال هم آپدیت می‌شود چون اپل در این زمینه سابقه‌ی بسیار خوبی دارد. با این حال هر دو سیستم‌عامل کیفیت و ویژگی‌های خاص خود را دارند اما سیستم عامل اندروید دست کاربر را برای انجام کارهای مختلف بیشتر باز می‌گذارد. با این حال بستگی به کاربر دارد که چه خواسته‌ای از گوشی خود دارد و اینکه با چه اکوسیستمی بیشتر سر و کار دارد.

مقایسه طول عمر باتری گلکسی A52 با آیفون SE 2020
از نظر ظرفیت و مدت زمان نگه‌داری شارژ و حتی زمان شارژ شدن، آیفون SE 2020 با فاصله‌ی زیادی پشت سر گلکسی A52 قرار می‌گیرد. این گوشی با باتری ۱۸۲۱ میلی‌آمپرساعتی گزینه‌ی ایده‌آلی برای سال ۲۰۲۱ محسوب نمی‌شود و کاربر باید دائماً شارژر یا پاوربانک به همراه داشته باشد. در طرف مقابل گلکسی اما به یک منبع تغذیه‌ی ۴۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی مجهز شده که به لطف یک سری بهینه‌سازی نرم‌افزاری می‌تواند گوشی را به‌ راحتی تا یک روز استفاده برای کاربر آماده نگه دارد. لازم به ذکر است گلکسی A52 در نسخه‌ی 5G هم در دسترس قرار دارد ولی آیفون SE 2020 در تمامی مدل‌ها به خاطر بهره‌مندی از تراشه‌ی A13، تنها از اینترنت LTE/4G پشتیبانی می‌کند.

نتیجه‌گیری
همان‌طور که در بررسی‌های گذشته شاهد آن بودیم گلکسی A52 نشان داده در مجموع یکی از بهترین گوشی‌های میان‌رده در محدوده‌ی قیمتی خود به حساب می‌آید و تلاش خوب از سوی کمپانی سامسونگ بوده که ارزش خرید بالایی دارد. اپل هم با رونمایی از آیفون SE نشان داد که می‌توان ابعاد کوچکی داشت اما از لحاظ توانایی پردازشی، عملکرد بی‌نظیری را حتی با مبلغی کمتر از ۵۰۰ دلار ارائه داد. با این حال بررسی‌ها در ادامه نشان داد ملاک انتخاب شاید همیشه قدرت پردازشی و گرافیکی نباشد و نیازهای دیگری هم وجود دارند که کاربر باید با یک محصول خوب به تمام آن‌ها رسیدگی کند.

مقایسه گلکسی S21 FE با شیائومی 11T پرو؛ کدام قاتل پرچم‌دار را بخریم؟

گلکسی S21 FE سامسونگ و شیائومی 11T پرو، جدیدترین پرچم‌داران اقتصادی این دو کمپانی ویژگی‌های چشمگیری دارند. در سال‌های اخیر دسته‌ی جدید از گوشی‌های هوشمند به وجود آمده است که در بازار با نام پرچم‌داران اقتصادی شناخته می‌شود. این گوشی‌های هوشمند با ارائه مشخصات نزدیک به پرچم‌داران و برچسب قیمت اقتصادی گزینه‌‌ی محبوب برای کاربران تلقی می‌شوند و در بسیاری از مواقع می‌توانند جایگزینی برای پرچم‌داران باشند. این دو کمپانی از گوشی‌هایی با نام‌های گلکسی S21 FE و 11T پرو رونمایی کرده‌اند که در واقع با هدفی یکسان یعنی به چالش کشیدن پرچم‌دارها متمرکز هستند.

طراحی و صفحه‌نمایش
طراحی و زیبایی همیشه در انتخاب گوشی‌های هوشمند تأثیرگذار بوده است. گلکسی S21 FE به کالبدی مشابه پرچم‌داران سری S21 مزین شده و مهم‌ترین مشخصه در طراحی آن به ماژول دوربین که به صورت عمودی با فریم کناری پیوند خورده و جلوه مینیمالی به دستگاه بخشیده مرتبط می‌شود.

سامسونگ بر خلاف رقبای چینی همچنان به استفاده از پلاستیک در پنل پشتی گوشی‌های هوشمند مقرون‌به‌صرفه‌ی خود پایبند است و گلکسی S21 FE هم از این قائده مستثنی نیست؛ کره‌ای‌ها با بهره گرفتن از فریم آلمینیومی در پرچم‌دار اقتصادی‌شان خوشبختانه تا حدی از ضعف پنل پشتی کم کرده‌اند. استفاده از پنل شیشه‌ای قطعاً حس بهتری را می‌توانست به کاربر القا کند. اضافه بر این، پوشش مات پنل پشتی نیز در برابر لک و کثیفی برتری خاصی را حداقل در رنگ‌های تیره ایجاد نمی‌کند.

در سوی مقابل، شیائومی 11T پرو بر طراحی آشنایی تکیه دارد که می‌توان آن را بسیار نزدیک به پرچم‌داران و برتری این گوشی در مقایسه با گلکسی S21 FE در نظر گرفت. گوشی مذکور از فریم آلمینیومی و پنل پشتی شیشه‌ای با طراحی محدب در حاشیه‌ها بهره می‌گیرد که آن را دل‌نشین‌تر از گوشی رقیب می‌کند. شیائومی با رویکردی متفاوت از سامسونگ، گوشی خوش قیمت خود را به ماژول دوربین مستطیلی‌شکل مجهز کرده است که به صورت جزیره‌ای در گوشه فوقانی پنل پشتی آرایه دوربین سه‌گانه را قاب‌بندی می‌کند.

ضخامت ماژول دوربین در هر دو گوشی نسبت به سطوح تخت زیاد است و این سبب می‌شود که گوشی تا حدی لق بزند. پنل پشتی در 11T پرو جلوه‌ای مات دارد و مانند گلکسی S21 FE کثیفی را به خود جذب می‌کند. در بخش جلویی هر دو گوشی شاهد نمایشگر بزرگی هستیم که با حاشیه‌های تقریباً همگون تراز شده‌اند؛ دوربین سلفی هم به‌طور مشابه درون حفره‌ای کوچک در بالای صفحه‌نمایش دو گوشی به چشم می‌خورد.

گلکسی S21 FE با ابعاد ۷٫۹ × ۷۴٫۵ × ۱۵۵٫۷ میلی‌متر و وزن ۱۷۵ گرم کمی کوچک‌تر و سبک‌تر از 11T پرو با ابعاد ۸٫۸ × ۷۶٫۹ × ۱۶۴٫۱ میلی‌متر و وزن ۲۰۴ گرم است. البته استفاده تک‌دست از هر دو گوشی سخت خواهد بود؛ اما گوشی سامسونگ برای کاربرانی با دست‌های کوچک می‌تواند ایده‌آل‌تر باشد. گلکسی S21 FE برای تأیید هویت بیومتریک کاربران از حسگر اثر انگشت زیر نمایشگر بهره می‌برد؛ درحالی‌که 11T پرو راهکار ادغام اسنکر با فریم کناری را انتخاب کرده است. هر دو حسگر عملکرد و سرعت خوبی دارند اما امکان دارد برای بسیاری افراد محل قرارگیری حسگر اثر ‌انگشت گوشی شیائومی کمی بهتر باشد و از طرف دیگر، تعبیه اسکنر در فریم کناری تا حدودی عملکرد قابل اطمینان‌تری را به کاربران ارائه می‌دهد.

در نهایت نباید از گواهی مقاومت در برابر آب که گزینه‌ی تأثیرگذاری در انتخاب کاربران است غافل شد؛ کره‌ای‌ها برای گوشی قاتل پرچم‌دار خود گواهی IP68 را اخذ کرده‌اند؛ گلکسی S21 FE می‌تواند در عمق یک‌ونیم متری آب تا 30 دقیقه دوام بیاورد. از طرف دیگر رقیب چینی برای حفظ بازه قیمتی 11T پرو تنها به گواهی IP53 بسنده کرده است؛ بنابراین گوشی شیائومی تنها در برابر پاشش جزئی آب مقاومت دارد و کاربران تا جایی که امکان دارد نباید گوشی را در برابر رطوبت و مایعات قرار دهند.

در بخش نمایشگر که در واقع تنها درگاه بصری کاربر با دنیای گوشی‌های هوشمند محسوب می‌شود؛ خوشبختانه هر دو گوشی به نمایشگرهای بسیار باکیفیتی مجهز شده‌اند و به راحتی می‌توانند کاربران را در محتوای بصری غوطه‌ور کنند. سامسونگ برای گلکسی S21 FE از نمایشگر 6.4 اینچی از نوع Dynamic AMOLED 2X با رزولوشن ۲۴۰۰ × ۱۰۸۰ پیکسل، نسبت تصویر 20:9 و تراکم پیکسلی 411 پیکسل بر اینچ استفاده کرده است. در طرف مقابل، شیائومی 11T پرو به نمایشگر ۶٫۶۷ اینچی با رزولوشن و نسبت تصویر مشابه گلکسی S21 FE مجهز شده؛ بااین‌تفاوت که تراکم پیکسلی ۳۹۵ پیکسل‌ بر اینچ است.

هر دو نمایشگر از نرخ نوسازی 120 هرتز (غیر تطبیقی) پشتیبانی می‌کند که به لطف آن، اسکرول‌ها، فرامین حرکتی و انیمیشن‌ها بسیار روان و دل‌نشین به نظر می‌رسند. از دیگر مشخصات مشترک این دو گوشی می‌توان به محافظ نمایشگر گوریلا گلس ویکتوس اشاره کرد که از نمایشگر در برابر ضربه و خط‌وخش محافظت می‌کند. نمایشگر گلکسی S21 FE در تنظیمات دستی به بیشینه روشنایی 580 نیت و در حالت خودکار به 117.5 نیت می‌رسد که در‌ واقع آن را در قامت بهترین گوشی‌های هوشمند بازار قرار می‌دهد.

در سوی مقابل، گوشی چینی‌ها باوجود برتری در حالت دستی و ارائه حداکثر روشنایی ۶۳۸ نیت، در حالت خودکار به حداکثر روشنایی ۸۰۵ نیت رضایت می‌دهد و خوانایی کم‌تری در محیط‌های باز و تابش مستقیم نور خورشید دارد. هر دو گوشی در محیط‌های کم نور به‌طور مشابه ۲٫۳ نیت روشنایی دارند که حداقل روشنایی استاندارد برای جلوگیری از آسیب به چشم در محیط‌های کم‌نور محسوب می‌شود. به‌طور کلی، گوشی‌های مذکور در این بازه قیمتی دارای نمایشگرهای بسیار باکیفیتی هستند که رنگ‌ها را دقیق نشان می‌دهند، کنتراست خوبی دارند و از جدیدترین استانداردهای صنعت نمایشگر نظیرHDR10+ پشتیبانی می‌کنند.

سخت‌افزار و عملکرد
کمپانی سامسونگ طبق سنت همیشگی‌ گلکسی S21 FE را با دو تراشه اسنپدراگون ۸۸۸ (برای بازار کره جنوبی، ایالت متحده آمریکا و چین) و اگزینوس ۲۱۰۰ (برای بازار جهانی) عرضه می‌کند. ما در ایران به نسخه‌های اگزینوس ۲۱۰۰ دسترسی داریم که همیشه به عملکرد ضعیف‌تر دربرابر تراشه‌های کوالکام بدنام بوده‌اند. خوشبختانه پرچم‌دار اقتصادی شیائومی از اسنپدراگون ۸۸۸ قدرت می‌گیرد.

در بنچمارک گیک‌بنچ گوشی کره‌ای‌ها در آزمون تک‌هسته‌ای ۹۶۱ و در چندهسته‌ای امتیاز ۲۳۹۱ را ازآن خود می‌کند. این در حالی است که 11T پرو در آزمون تک‌هسته با ۱۵ درصد عملکرد ضعیف‌تر درمقایسه‌ با رقیب به امتیاز ۸۱۵ می‌رسد؛ اما در آزمون چندهسته‌ای با اختلاف بیش از ۳۱ درصد گلکسی S21 FE را پشت‌سر می‌گذارد. پردازنده گرافیکی 11T پرو در آزمون Vulkan گیگ‌بنچ امتیاز 4554 را کسب می‌کند و گلکسی S21 FE با برتری 20 درصدی به امتیاز 5718 می‌رسد. این در حالی است که در بنچمارک GFX تراشه اسنپدراگون 888 شیائومی 11T پرو کمی بهتر ظاهر می‌شود و در آزمون Aztec Ruins با فعال بودن رزولوشن 1440p در بخش Vulkan قادر به ارائه 45 فریم بر ثانیه است؛ اما در سوی دیگر اگزینوس 2100 به 43 فریم بر ثانیه بسنده می‌کند.

باتری
گوشی قاتل پرچم‌دار شیائومی از باتری 5000 میلی‌آمپرساعتی برای تأمین انرژی گوشی بهره می‌برد و آداپتور شارژ 120 واتی آن باتری را بین 18 تا 20 دقیقه از صفر تا 100 درصد شارژ می‌کند. در نقطه مقابل، پرچم‌دار اقتصادی سامسونگ با باتری 4500 میلی‌آمپرساعتی و پشتیبانی از شارژ سریع 25 واتی در این زمینه حرفی برای گفتن ندارد. این موضوع زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانید همان آداپتور شارژ 25 واتی نیز درون جعبه قرار ندارد و با تهیه شارژر 25 واتی، شارژ کامل دستگاه یک ساعت و 15 دقیقه طول می‌کشد.

شیائومی 11T پرو در آزمون پخش ویدئو می‌تواند ۱۸ ساعت و ۱۰ دقیقه دوام بیاورد و گلکسی S21 FE را با رکورد ۱۶ ساعت و ۳۶ دقیقه‌ای کنار بگذارد. به هر حال، اگر شارژدهی برایتان موضوع مهمی محسوب می‌شود، گوشی شیائومی در این زمینه فوق‌العاده ظاهر می‌شود و زمانی که آداپتور شارژ ۱۲۰ واتی آن را درنظر بگیریم، گوشی سامسونگ از لحاظ شارژدهی با فاصله در سایه‌ی 11T پرو قرار می‌گیرد.

دوربین
با تولید دستگاه‌های چندمنظوره‌ی کوچک و قابل حمل مانند گوشی هوشمند نیاز به دوربین‌هایی کوچک، جمع‌وجور و قادر به ضبط تصاویر در وضوح بالا بیش از هر زمان دیگری مورد توجه خریداران قرار گرفته است و با زیاد شدن محبوبیت شبکه‌های اجتماعی و به دنبال آن، استقبال کاربران از دوربین‌های بهتر در گوشی‌های هوشمند، شاهد پیشرفت‌های قابل‌توجه دوربین در گوشی‌های هوشمند هستیم.

برای مقایسه گوشی‌های مذکور، ابتدا از مشخصات سخت‌افزاری شروع می‌کنیم. در بخش طراحی گلکسی S21 FE از آرایه‌ی دوربین سه‌گانه تعبیه‌شده در ماژول عمودی و یکپارچه با فریم بهره می‌گیرد. سامسونگ برای دوربین اصلی تنظیمات حسگر ۱۲ مگاپیکسلی با ابعاد پیکسل ۱٫۸ میکرومتر، دیافراگم f/1.8 و فاصله‌ی کانونی ۲۶ میلی‌متر را در‌ نظر گرفته است که از لرزش‌گیر اپتیکال OIS نیز برای ثبت تصاویر پایدارتر پشتیبانی می‌کند.

در سوی مقابل  11Tپرو از آرایه‌ی سه‌گانه دوربین برخوردار است و شیائومی برای قدرت بخشیدن به دوربین واید از حسگر ۱۰۸ مگاپیکسلی ساخت سامسونگ با ابعاد 1/1.52 اینچ و پیکسل‌های ۰٫۷ میکرومتری و لنزی با دیافراگم f/1.8 بهره گرفته است؛ برخلاف رقیب در گوشی شیائومی از لرزشگیر اپتیکال خبری نیست که در این بازه قیمتی کمی عجیب به‌نظر می‌رسد.

دوربین اولتراواید در گلکسی S21 FE دارای حسگر ۱۲ مگاپیکسلی، لنز اولتراواید ۱۳ میلی‌متری با پوشش ۱۲۳ درجه است و این کمپانی برای کاهش هزینه ساخت، قابلیت فوکوس خودکار یا لرزش‌گیر اپتیکال در این دوربین به‌ کار نگرفته است. آخرین دوربین نیز تله فوتو مجهز به لنزی با گشودگی دیافراگم  f/2.4، لرزشگیر اپتیکال و پیکسل‌های حسگر یک میکرومتری است که از فوکوس خودکار با تشخیص فاز نیز پشتیبانی می‌کند. این دوربین امکان بزرگ‌نمایی اپتیکال سه‌برابری را فراهم می‌کند که می‌تواند نقطه‌ی قوتی دربرابر11T پرو شیائومی باشد.

تفاوت وقتی مشخص می‌شود که گوشی شیائومی برای ثبت تصاویر اولتراواید به یک حسگر ۸ مگاپیکسلی ساخت سونی با ابعاد 1/2.8‌ اینچ و لنز ۱۲۰ درجه‌ای با گشودگی دیافراگم f/2.2 کفایت می‌کند و قادر است گستره‌ی دید ۱۲۰ درجه‌ای به تصویر بکشد. در‌ نهایت، یک دوربین ماکرو با حسگر ۵ مگاپیکسلی نیز وجود دارد که با پیکسل‌های بزرگ ۱٫۱۲ میکرومتری و لنزی با گشودگی دیافراگم f/2.4 پیکربندی شده است.

عکاسی در محیط‍‌های مختلف و شرایط واقعی نشان دهنده این است که کدام دوربین می‌تواند عملکرد بهتری را به‌ ارمغان آورد. هر دو گوشی در بازه قیمتی خود می‌توانند تصاویر خوب و قابل قبولی را ثبت کنند. گلکسی S21 FE در سناریوهایی با گستره داینامیکی بالا به‌طور خودکار از HDR بهره می‌گیرد؛ درحالی‌که 11T پرو در این زمینه کمی بد قلق است و در برخی مواقع باید HDR را به‌صورت دستی تغییر دهید.

دوربین‌های هر دو گوشی شرایط ایده‌آلی در تفکیک نقاط پرنور و کم‌نور تصویر دارند که تشخیص تفاوت بین آن‌ها را سخت می‌کند. با این‌حال، گستره‌ی داینامیکی در نماینده سامسونگ کمی بهتر است؛ در حالی‌که دوربین اصلی 11T پرو تصاویر را با کنتراست بهتری ثبت می‌کند. جزئیات و دقت رنگ‌ها در دوبین اولتراواید هر دو گوشی در شرایط نوری مناسب کم‌نقص است؛ اما در مجموع دوربین اولتراواید گلکسی S21 FE رنگ‌ها را با کنتراست بالاتر از 11T پرو ثبت می‌کند.

شرایط در دوربین اصلی (واید) کمی متفاوت است. استفاده از حالت 108 مگاپیکسلی دوربین 11T پرو جزئیات بیشتری را در تصاویر ثبت می‌کند؛ اما در حالت ۱۲ مگاپیسلی این گلکسی S21 FE است که برتر ظاهر می‌شود. دقت رنگ‌ها، کنتراست، اشباع و جزئیات در لنز واید 11T پرو به‌مراتب بیشتر از دوربین اولتراواید است؛ اما جالب است بدانید که گلکسی S21 FE تا حدودی خلاف این روند حرکت می‌کند و دوربین اولتراواید آن رنگ‌ها را اشباع‌تر و با کنتراست بالاتر نسبت به دوربین اصلی به‌ثبت می‌رساند.

کیفیت تصاویر هر دو گوشی با کاهش نور محیط به‌شدت افت می‌کند و دوربین اصلی در این زمینه عملکرد بهتری دارد. در این بخش شیائومی 11T پرو عملکرد بهتری را نه‌تنها با دوربین اصلی، بلکه با دوبین اولترواید ارائه می‌دهد. انتخاب برنده در بخش دوربین سلفی کمی آسان‌تر است؛ جایی‌که دوربین سلفی گلکسی S21 FE با حسگر ۳۲ مگاپیکسلی و پشتیبانی از HDR، جزئیات و گستره‌ی داینامیکی بالاتری را نسبت به رقیب چینی مجهز به دوربین سلفی با حسگر ۱۶ مگاپیکسلی به‌‌ تصویر می‌کشد.

در بخش بزرگ‌نمایی نیز به‌دلیل نبود دوربین تله‌فوتو در شیائومی 11T پرو، نمی‌توان مقایسه دقیقی را بین دو گوشی انجام داد؛ اما طبیعی است که گلکسی S21 FE عملکرد به‌مراتب بهتری در این زمینه داشته باشد و این در حالی است که عکس همین قضیه برای دوربین ماکرو صدق می‌کند؛ بنابراین کاربر باید انتخاب کند چه انتظاری از عملکرد دوربین گوشی هوشمند دارد.

جمع‌بندی
به طور قطع گلکسی S21 FE سامسونگ و 11T پرو شیائومی جزء بهترین جایگزین برای پرچم‌داران محسوب می‌شوند. این دو گوشی با مشخصات درخورتوجهشان قادر هستند نیاز بسیاری از افراد را در بخش‌های مختلف برآورده کنند و دارای عملکرد نزدیکی هستند که البته در برخی موارد نقاط قوت و ضعف معناداری نیز نسبت به یکدیگر دارند.